ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٩١ - فصل دوم تشريح عصب مغزى و كانالهاى آن
٢. زير شاخه دوم در شكاف به وجود آمده، نزد گوشه چشم ديگر [١] نفوذ مىكند
و از آن جدا شده و به اندرون بينى مىرود، سپس در لايه پوستى پوشاننده بينى
پراكنده مىگردد.
٣. زير شاخه سوم كه زير شاخهاى كوچك نيست [٢] و در كانال دهليزى [٣] كه در استخوان گونه تعبيه شده، سرازير مىگردد. اين نيز به دو شاخه فرعى تقسيم مىگردد، يك شاخه از آن به درون فضاى دهان مىرود و در بين دندانها [٤] توزيع مىگردد، آن مقدار كه سهم دندانهاى آسيا مىباشد در اين بين آشكار است، ولى سهم دندانهاى ديگر گويا از چشم پنهان مىباشد [٥] و نيز در لثه فوقانى پراكنده مىگردد، شاخه فرعى دوم در آنجا در سطح بيرونى اعضا مانند پوست گونه و انتهاى بينى و لب بالا پراكنده مىگردد، اين بخشهاى عصبى، تمامى مربوط به شاخه سوم از زوج سوم مىباشد.
د. شاخه چهارم از زوج سوم از شكاف فك فوقانى عبور مىنمايد و به سوى زبان مىرود و در لايه سطحى زبان پراكنده مىگردد و حس چشايى مخصوص زبان را به زبان مىرساند و آنچه اضافه است از تارهاى عصبى پراكنده در زبان در گوشت بن دندانهاى پايين و لثههاى آن و لب پايين پراكنده مىگردد، بخشى از عصب كه به سوى زبان مىآيد از عصب چشم باريكتر مىباشد، زيرا محكمى عصب چشايى و نرمى عصب بينايى با ستبرى آن (بينايى) و باريكى اين (چشايى) برابرى مىكند [٦].
٤. مبدأ زوج چهارم در عقب مبدأ زوج سوم (در طول مغز) با گرايش بيشتر (نسبت به زوج سوم) به سوى قاعده مغز قرار دارد و چنانچه گفتيم با زوج سوم آميخته مىباشد
[١] منظور از «لِحاظ» به كسر لام در تعبير ابن سينا گوشه چشم داخلى و بزرگتر مىباشد كه به طرف بينى قرار دارد.
[٢] بلكه زير شاخه عصب بزرگى است كه تارهاى عصبى بسيارى از آن منشعب مىگردد.
[٣] » التجويف البربخى» بربخ دهليز، مجراى واسع عبور آب را مىگويند.
آملى مىگويد: در بسيارى از نسخهها «برنجى» مىباشد كه آن را تحقيق نكردهام.
[٤] بين گوشت و لثه دندانها پراكنده مىگردد تا حس به دندانها داده شود.
[٥] موافق با نسخه تهران، آملى و جيلانى ترجمه شد (كالخفى عن البصر) گويا به دليل ريز بودن آن پنهان است و با دقت و تأمل آشكار مىگردد.
[٦] در نتيجه در نيرو با هم برابر مىباشند.