ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٥٨ - استفراغ صاحبان اخلاط رقيق
توزيع گرديد و به هر عضوى از بدن رسيد، هضم چهارم (هضم بافتى و عضوى) در آن عضو رخ مىدهد. [١]
فضولات و مواد دفعى گوارش
فضولات هضم اول در معده، از راه رودهها تخليه مىگردد.
فضولات هضم دوم در كبد، بيشترين آن از راه ادرار، و به جا مانده آن به سمت طحال و زهره، تخليه مىگردد.
فضولات دو هضم ديگر (يعنى سوم و چهارم) از راههاى گوناگون از بدن
پاكسازى مىگردد.
١. به صورت تحليل نامرئى از بدن؛
٢. از راه عرق كردن؛
٣. به شكل چرك از منافذ پيدا، مانند: سوراخ بينى و گوش و از منافذ ناپيدا، مانند: روزنههاى سطح پوست؛
٤. از راههاى غير عادى، مانند: ورمهاى (و دملهاى) باز شده؛
٥. از راه رشد زايدههاى بدن، مانند: مو و ناخن.
استفراغ صاحبان اخلاط رقيق
بدان كسانى كه اخلاط رقيق در بدن دارند با تخليه آن دچار ضعف مىگردند، و اگر منافذ پوستى آنان نيز فراخ باشد به توان و نيروى آنان آسيب جدى وارد مىشود، زيرا هرگونه تحليل كه در بدن اتفاق مىافتد، باعث ضعف جسمانى مىگردد، و علاوه بر اين چون اخلاط رقيق به سهولت از بدن خارج مىشوند و هر آنچه به آسانى، تخليه و تحليل پذيرد، روح [٢] را به آسانى همراه با خود، تحليل مىبرد.
[١] در هضم كبدى و عضوى، استحاله كامل به وجود مىآيد كه از آن به تبديل صورت نوعى ياد مىشود، ولى آنچه در هضم معدى و عروقى رخ مىدهد تبديل جزيى و ايجاد آمادگى براى هضم كبدى و بافتى مىباشد.
[٢] مقصود روح طبى مىباشد كه در بحث ارواح خواهد آمد.