ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٥٦ - خلط سوداء
٦. هرگاه سوداء در بدن افزايش يابد و در فضاى بين معده و كبد [١] تجمع نمايد، توليد خون و ديگر اخلاط خوب، كاهش مىيابد. [٢]
بايد دانست كه علاوه بر اسباب ياد شده، گرمى و سردى نيز دو سبب فاعلى براى توليد اخلاط در بدن مىباشند؛ [٣] گرمى معتدل باعث توليد خون، و گرمى زياد باعث توليد صفراء، [٤] و گرمى بسيار زياد به سبب شدت سوختن، باعث توليد سوداء (غير طبيعى) در بدن مىگردد، و سردى باعث توليد بلغم در بدن، [٥] و سردى بسيار زياد به سبب شدت انجماد باعث توليد سوداء مىگردد، و (البته تنها توجه به اين دو عنصر كيفى و فاعلى در توليد اخلاط كافى نمىباشد بلكه) بايد در قبال توجه به قواى فاعلى، قواى منفعلى نيز رعايت گردد. [٦]
[١] در مراق شكم چنان كه در بيمارى نافخه ديده مىشود يا در مسير ماساريقا.
[٢] در اين عبارت بهطور غير مستقيم (عرضى) به يكى از عوامل افزايش سوداء در بدن اشاره مىشود هرگاه سوداء در مراق شكم بنابه راى ابن سينا و جالينوس (شرح حكيم جيلانى) و يا در طريق ماساريقا متوقف گردد باعث كم خونى و در نتيجه سردى مزاج كبد مىگردد و سردى كبد نيز منجر به توليد سوداء در بدن مىگردد.
از اين عبارت ابن سينا كه مىگويد: «توقف و تجمع سوداء در فضاى بين معده و كبد (مراق شكم شامل لوزالمعده و ...) باعث كاهش خون و اخلاط مفيد (و رطوبتها از جمله انسولين) بدن مىگردد» مىتوان در خصوص نظريه بيمارى ديابت بارد (قند سوداوى) استفاده نمود، اين بحث شايسته تحقيق و بررسى بيشترى مىباشد.
[٣] در سبب فاعلى گفته شد سبب فاعلى توليد اخلاط در بدن، گرمى معتدل كبد است، پس مقصود از گرمى و همچنين سردى در اين بيان چيست؟ ١. مقصود از گرمى و سردى غير كبد باشد يعنى گرمى و سردى بدنى؛ ٢. مقصود از گرمى و سردى مادى باشد يعنى نسبت به ماده غذايى مثلًا اگر سرد باشد در برابر گرمى كبد مقاومت مىنمايد لذا از نضج كامل ناتوان مىشود و باعث توليد سوداء و بلغم در بدن مىگردد لذا در ادامه مىگويد: بايد قواى منفعلى نيز رعايت شود.
[٤] نسبت به علت قابلى (مواد غذايى) گرمى زيادى دارد لذا باعث ايجاد صفراى طبيعى در بدن مىگردد و اگر گرمى زياد نفسى مقصود باشد (نه نسبى) باعث ايجاد صفراى غير طبيعى در بدن مىشود.
[٥] شامل بلغم طبيعى و غير طبيعى.
[٦] ابن سينا در اين عبارت به اين نكته اشاره مىكند كه در توليد اخلاط در بدن، تنها گرمى و سردى به عنوان دو علت فاعلى كافى نيست، بلكه بايد توجه به نيروهاى منفعلى (پذيرا) يعنى: عناصر مادى و مواد غذايى، گردد، ممكن است مقصود ابن سينا از نيروهاى منفعلى در اين عبارت، رطوبت و خشكى موجود در كبد باشد و مثلًا هرگاه حرارت معتدل بر رطوبت كه نيروى منفعل است، اعمال شود باعث توليد خون در بدن مىگردد، و هرگاه حرارت زياد بر خشكى اعمال شود باعث توليد صفراء مىگردد.