ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٤٣ - سوداء
صفراى كرّاثى (گندنايى- ترهاى) گويا از سوختن صفراى محّيّه توليد مىشود، زيرا هرگاه آن صفراء، سوخته گردد، سوختن در آن سياهى به وجود آورد و با زرده (محى) آميزد و در اين بين صفراى سبز (صفراى كراثى) پديد مىآيد.
اما صفراى زنگارى، گويا از صفراى كراثى به وجود مىآيد، هرگاه سوختن صفراء شدت يابد تا آنجا كه رطوبتهاى آن فنا گردد، و رنگ آن به دليل خشكى رطوبت، به سفيدى زند، زيرا حرارت در ابتدا جسم مرطوب را سياه گرداند، سپس با تباهى رطوبت آن، سياهى را از آن كنده و با تشديد سوختن، جسم را سفيد كند، كه مىتوانيد اين واكنش طبيعى را در سوختن هيزم مشاهده كنيد، كه ابتدا به زغال تبديل مىشود و پس از آن خاكستر مىگردد، زيرا حرارت در جسمتر، سياهى ايجاد مىكند و در جسم خشك، سفيدى و در مقابل، سردى در جسمتر، سفيدى ايجاد مىكند و در جسم خشك سياهى، اين نظريه درباره چگونگى پيدايش صفراى كراثى از صفراى محّيه، و صفراى زنگارى از صفراى كراثى، حدس و تخمينى از جانب من است.
صفراى زنگارى، گرمترين، بدترين و كشندهترين نوع صفراء مىباشد، لذا از گوهر زهرها شمرده مىشود.
سوداء
سوداء، نيز به دو گونه، طبيعى و زايد غير طبيعى، تقسيم مىشود.
سوداى طبيعى، رسوب و ته نشين خون پسنديده و مزه آن بين شيرينى و گسى است.
هرگاه سوداء در كبد به وجود آيد به دو بخش توزيع مىشود: بخشى از سوداء با خون در بدن جريان مىيابد، و بخش ديگر آن به سوى طحال سرازير مىگردد.
بخش همراه خون به دو جهت، ضرورى و انتفاعى مىباشد. جنبه ضرورى، آميزش آن با خون به اندازه لازم، در جهت تغذيه تك تك اعضايى است كه در مزاج آن، وجود مقدارى از سوداى نيك ضرورت دارد، مانند: استخوانها [١]. اما جنبه انتفاعى وجود سوداء، تقويت، استحكام بخشى و ايجاد تراكم در خون و جلوگيرى آن از تحليل مىباشد.
[١] همچنين تغذيه غضروفها و رباطٌّها.