توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٧ - تقرير لزوم ترجيح تأكيد بر تاسيس در صورت تأخير
اينست كه انسان بعد از آمدن [كلّ] مضافاليه شده و در نتيجه به حالت مسنداليه ديگر باقى نيست در نتيجه بفرضيكه اسناد به [كلّ] همان معنائى را كه اسناد به مضافاليه آن قبلا فايده ميداد افاده كند باز مىتوان گفت كه لفظ [كلّ] براى تأسيس بوده نه تأكيد، زيرا تأكيد لفظى استكه فايدهاش تقويت معنائى استكه لفظ ديگر مفيد آن باشد در حاليكه اينجا اينطور نيست زيرا معناى مقصود را از اسناد حكم به لفظ [كلّ] استفاده مىكنيم از شئ ديگرى تا [كلّ] تأكيد آن باشد.
حاصل كلام
و حاصل كلام آنكه قبول نداريم كه اگر كلام بعد از دخول لفظ [كلّ] را بر معنائى كه پيش از آوردن اين لفظ از آن استفاده ميكرديم حمل نمائيم مستلزم آن باشد كه [كلّ] براى تأكيد شده نه تأسيس.
كلام شارح
شارح گويد:
انتقاد و منع مصنّف نسبت به كلام [قيل] در صورتى درست و صحيح است كه مراد از تأكيد، تأكيد اصطلاحى باشد، اما اگر مقصود از آن اين باشد كه لفظ [كلّ] براى افاده معنائى است كه بدون آن از كلام استفاده مىشد در اينجا منع مصنّف ظاهرا مندفع و اين اشكال بحسب ظاهر درست نيست و در اين هنگام آنچه را كه بقولش به آن اشاره نموده متوجّه مىگردد: