توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٤ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر
منتظر معنا مىماند.
شارح گويد:
اضمار در مثال [هو زيد عالم] يا [هى زيد عالم] نيز برخلاف مقتضاى ظاهر است زيرا مرجع ضمير مقدّم نشده است تا ضمير به آن رجوع كند.
بدان كه استعمال بر اين قرار گرفته كه ضمير شأن را در وقتى كه عمده در كلام مؤنث باشد، مؤنث مىآورند پس قول مصنّف كه [هى زيد عالم] گفته صرفا بمنظور قياس مىباشد.
و بهرتقدير پس از آنكه مصنّف مثال مزبور را با ضمير مذكر و مؤنث هردو ذكر نموده علّت وضع ضمير بجاى اسم ظاهر را در هردو باب (باب نعم رجلا) و (باب هو زيد عالم يا هى زيد عالم) اينطور آورده كه ضمير باين منظور است كه آنچه بدنبال ضمير مىآيد در ذهن سامع مستقرّ گردد زيرا سامع وقتى از ضمير معنائى را نفهيمد انتظار بعد ضمير را مىبرد تا از آن معنا را بفهمد پس بعد از ورود آن استقرار و تمكّن بيشترى معنا در ذهنش پيدا مىكند زيرا آنچه بعد از طلب حاصل مىشود عزيزتر و خاطرش گراميتر از آنچيزى است كه بدون رنج و مشقتى بانسان رسيده.
البته مخفى نماند كه اين علّت در باب [نعم] حسن و زيبائى ندارد زيرا سامع در اين باب تا مفسّر را نشنود نمىداند كه در فعل مزبور ضمير مستتر است پس شوق و انتظار در اين باب رأسا تحقّق ندارد.
مصنّف و شارح در اين عبارات به دو نكته اشاره دارند: