توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٩ - تقرير لزوم ترجيح تأكيد بر تاسيس در صورت تأخير
به [انسان] از آن استفاده مىشد نميتوان گفت پس [كلّ] تأكيد معناى قبل را نموده زيرا معناى قبل از اسناد [كل] مغاير با اين اسناد مستفاد مىباشد.
و حاصل آنكه اگر لفظ [كلّ] در قضيّه [كل انسان لم يقم] براى افاده سلب قيام از افراد بطور مجمل و در قضيّه [لم يقم كل انسان] به منظور نفى آن از افراد بطور عموم باشد براى تأكيد نبوده بلكه بملاحظه آنكه اسناد در ايندو قضيّه جديد مىباشد معنا نيز جديد بوده و بدين ترتيب [كلّ] براى تأسيس معناى تازهاى مىباشد و حاصل اشكال شارح بر مصنّف اينست كه:
اين كلام از مصنّف در صورتى مقبول و مسموع است كه مقصود از [تأكيد] تأكيد اصطلاحى باشد اما در غير اينصورت و اينكه منظور از آن اين باشد كه لفظ معنائى را افاده كند كه بدون آن معنا از لفظ ديگرى استفاده مىشد پرواضح است كه تأكيد تحقق داشته و لفظ [كلّ] مفيد آن مىباشد و اشكال مصنّف بىمورد است.
قوله: و فيه نظر: ضمير در [فيه] به ما قاله القائل راجع است.
قوله: و هو لفظ انسان: ضمير [هو] به [ما اضيف اليه كل] راجع است.
قوله: لهذا المعنى: مقصود از [هذا المعنى] نفى حكم از افراد بطور اجمال در اوّل و از تمام افراد در صورت دوّم مىباشد.
قوله: لفظ يفيد تقوية ما يفيده لفظ آخر: مقصود در تركيب واحد و با حفظ اسناد واحدى مىباشد مانند: جاء زيد نفسه،