توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٢ - آوردن عطف براى مسنداليه
حكم مستلزم تفصيل در محكوم عليه نيز مىباشد پس مناسب بلكه متعيّن بود مصنّف در عبارت متن مىگفت [او لتفصيلهما].
جواب
اگرچه صحيح است بگوئيم حروف عاطفه علاوه بر تفصيل در مسند مسنداليه را نيز تفصيل مىدهند لكن تفصيل در مسنداليه بتبع تفصيل در مسند است و بعبارت ديگر غرض اصلى از اتيان ادات مزبور تفصيل در مسند مىباشد نهايت لازمه آن نيز تفصيل در مسنداليه نيز هست و بين ايندو تفصيل فرق بسيار است و مىتوان وجه و علّت اين فرق را اينطور تقرير نمود.
در هركلاميكه متكلّمى القاء مىكند اگر قيدى زائد بر اصل اثبات حكم يا نفى آن بود مسلّما غرض متكلّم بآن قيد تعلّق دارد مثلا وقتى مىگويند جاء زيد راكبا قيد راكبا كه حال مىباشد زائد بر اثبات مجئ براى زيد است پس قطعا مقصود گوينده از عبارت مزبور اين بوده كه مجئ مقيّد بقيد ركوب را افاده كند ولى اصل مجئ گويا امر مفروغ عنه بوده و چه بسا مخاطب نيز آنرا مىدانسته فلذا غرض اصلى متوجّه ركوب است در مسئله مورد بحث نيز مىتوان گفت اصل مجئ براى متعاطفين مسلّم و مقطوع است فلذا غرض بآن متوجّه نيست بلى قيد زائد در امثله مزبور كه همان ترتيب با فاصله يا بدون فاصله بين مجيئين است مورد نظر گوينده مىباشد و بديهيست اين قيد اوّلا و ابتداء متوجه حكم (مسند) بوده و بالتّبع محكوم عليه (مسنداليه) را نيز مقيّد مىسازد پس صحيح است بگوئيم ادات مزبور بجهت تفصيل در حكم هستند.