توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٦ - نكره آوردن مسنداليه
و از مصاديق تنكير غير مسنداليه بجهت تحقير شمرده مىشود مثال: [ ان نظنّ الّا ظنّا ].
شارح گويد:
ضمير در [غيره] به مسنداليه راجع بوده و تقدير [من ماء] در مثال متن چنين است:
كلّ فرد من افراد الدّواب من نطفة معيّنة هى نطفة ابيه المختصّة به ياكّل نوع من انواع الدّواب من نوع من انواع المياه و هو نوع النّطفة التى تختص بذلك النّوع من الدّابّة.
يعنى: هرفردى از افراد دوّاب از نطفه معيّن و مشخّصى است كه آن عبارت است از نطفه پدرش كه اختصاص باو دارد يا هرنوعى از انواع دواب از نوعى از انواع آبها مىباشد و آن نوع نطفهاى است كه اختصاص بآن نوع دابّه دارد.
و سپس گويد:
و از تنكير غير مسنداليه براى تعظيم محسوب ميشود مثال [ فأذنوا بحرب الخ ] كه تقديرش [حرب عظيم] مىباشد.
و از باب تنكير غير مسنداليه براى تحقير است مثال [ ان نظنّ الّا ظنّا ] كه تقديرش [ظنّا حقيرا ضعيفا] مىباشد چه آنكه ظنّ از اموريستكه شدّت و ضعف را مىپذيرد.
پس مفعول مطلق در اينجا براى نوعيّت است نه تأكيد و بهمين لحاظ وقوعش پس از استثناء مفرغ صحيح است با اينكه مثال: ما ضربته الّا ضربا ممتنع است، البته اين امتناع در صورتى است كه مصدر يعنى [ضربا] براى تأكيد باشد چه آنكه مصدر [ضربته] محتمل غير ضرب نبوده