اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٩١ - علاء الدين محمد خوارزمشاه
خوارزمشاهيان از فرغانه تا درياچه آرال گسترش داشت و كرانه خاورى رود سيحون داخل حيطه حكومت آنها بود. حتى در عمان به نام خوارزمشاه خطبه خوانده مىشد. خوارزمشاه در سال ١١٩٤ م وقتى از دشمنش، عثمان، حاكم سمرقند، آسوده شد، پايتختش را سمرقند قرار داد.[١] چون خوارزمشاه به اين حد از قدرت و سلطه رسيد، به طمع افتاد كه آن نفوذ و تحكمى كه سلاجقه و قبل
[١]بارتولد در كتابش موسوم به «تركستان» چنين مىگويد- كه گفتار صحيحى هم هست- «كتابهاى تاريخى كه درباره پادشاهيهاى غور و شاهان خوارزم نگاشته شده، به دست ما نرسيده است. از اين روى شناخت ما از اين دو حكومت به تاريخهاى نقلى قرن سيزدهم بر مىگردد ... در مورد تاريخ شاهان خوارزم بايستى بگوييم كه اين موضوع بخش عظيمى از تاريخ جهانگشاى جوينى كه ظاهرا در اين زمينه تنها منبع اثر مير خواند و مورخان ايرانى قبل از اوست، تشكيل مىدهد.
هريك از جوينى و ابن اثير در آنچه مربوط به شاهان خوارزم است، به كتابى تحت عنوان «مشارب التجارب و غوارب الغرائب» اثر ابو الحسن على بن زيد بيهقى، اعتماد كردهاند. طبق گفته جوينى اين كتاب به مثابه تكمله كتاب «التجارب الامم» اثر مسكويه متوفى ٤٢١ ه (١٠٣٠ م) مىباشد. جوينى همچنين از «جامع العلوم» اثر فخر الدين رازى متوفى ٦٠٦ ه (١٢١٠ م) كه به خاطر خوارزم شاه تكش، تأليف كرده است، مطالبى نقل مىكند. اما درباره تاريخ قديم خوارزم، كتاب بزرگى متشكل از ٨٠ جزء وجود دارد، اثر ابى محمد محمود عباسى خوارزمى، متوفى ٥٦٨ ه (١١٧٢ م) كه در آن به خوارزم و اهل آن پرداخته است. ذهبى در قرن چهاردهم اين كتاب را تلخيص كرده است. در مورد شاهان خوارزم، حاجى خليفه به كتابى از سيد صدر الدين، تحت عنوان «تاريخ خوارزمشاهى» اشاره مىكند.
در مورد تاريخ دوره خوارزمشاهيان منبعى مهم وجود دارد در قالب دو مجموعه از نامههاى رسمى كه مجموعه اوّل آن عنوانى ندارد و نسخه خطى منحصر به فرد آن سابقا در بخش تحقيقات زبانهاى شرقى وابسته به وزارت خارجه روسيه موجود بود. اكثر قريب به اتفاق نامههاى اين مجموعه به قلم منتجب الدين بديع، كاتب سلطان سنجر است. در ميان اين نامهها، نامه بسيار جالبى وجود دارد كه خوارزمشاه آن را به همراه ايل ارسلان براى خليفه عباسى مىفرستند و نوشته شاعر و طواط متوفى ٥٧٨ ه (١١٨٢ م) بوده است. مجموعه دوم، كه «التوسل الى الترسل» نام دارد، نوشته بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادى است كه در خدمت خوارزمشاه تكش بوده است. محمد بن نجيب بكران درباره خوارزمشاه محمد (١٢٠٠- ١٢٢٠ م) كتابى نوشته است به زبان فارسى تحت عنوان «جهاننامه». تا آنجا كه اطلاع داريم، از اين اثر فقط دو نسخه خطى وجود دارد. اين كتاب داراى اطلاعات جالبى درباره جغرافياى «ماوراء النهر» و «قراختاى» مىباشد.