اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٢٥ - اسماعيليان ايرانى در دوره قاجاريه
به زمام امور در حكومت، مىباشد.
آقا خان از مرقد عبد العظيم به تهران آمد و در آنجا به خانه حاج ميرزا آقاسى پناهنده شد تا فرمان عفو او صادر گرديد. هنگاميكه عزم شورش و سرپيچى نمود براى نخستين بار از محمد شاه به بهانه اينكه عزم سفر به حج را دارد اجازه سفر گرفت كه شاه هم با درخواست او موافقت كرد و به او اجازه داد.
در اين هنگام آقا خان زن و فرزند و اموالش را از راه بغداد به عتبات مقدسه در عراق فرستاد و خود وانمود كرد كه قصد سفر دارد. سپس پانصد اسب عربى خريد و شمار زيادى از سواركاران شجاع را به استخدام خود درآورد و پس از كامل شدن لوازم عصيان و شورش در ماه رجب سال ١٢٥٥ ه به همراه برادران و يارانش به قصد خروج، به كرمان رفت و براى اينكه بتواند به آسانى كارهايش را انجام دهد، از ميرزا احمد كاغذساز و خطاط معروف در اصفهان كمك خواست تا فرمان ملوكانه را مبنى بر تعيين آقا خان بهعنوان حاكم كرمان و بلوچستان، جعل كند و در آن به تمامى اهالى كرمان دستور داده شود كه از او اطاعت و فرمانبردارى كنند. از طرف ديگر به حكام كرمان نوشت كه تا رسيدن او، به كارهايشان ادامه دهند و امور رعايا را اداره كنند و به آنها اطلاع داد كه تصميم دارد به حج برود اما اعليحضرت او را حاكم كرمان كرده است.
دولت به سرعت به نقشههايش پى برد و اينبار- برخلاف معمول- براى خنثى كردن نقشههايش عكسالعمل سريعى از خود نشان داد. زيرا بىدرنگ پيكى به كرمان روانه كرد و مؤكدا از حاكم اين ولايت خواست كه هرچه زودتر مانع آقا خان شده او را دستگير نمايد. پيك دولت، شش روز زودتر از آقا خان به كرمان رسيد، و لذا حاكم اين ولايت فورا به تحكيم و تقويت باروهاى شهر مبادرت نمود و برادرش را در رأس نيرويى نظامى براى جلوگيرى از آقا خان