اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٨٣ - قديم و جديد و رنگها
ديديم كه از اين روستا خارج مىشدند. سپس با عبور از پل رودخانهاى، وارد روستا شديم و در ميان درختان انبوه به راه خود ادامه داديم. سپس در آستانه روستا دو ماديان را ديديم كه وارد آن مىشدند.
دو موتور سيكلت كه خارج مىشدند و دو ماديان كه داخل مىشدند! يكى پديدهاى خيلى جديد و ديگرى پديدهاى خيلى قديم.
البته در اين مكان قدمت و نوى، در دو وسيله نقليه يعنى موتور سيكلت و ماديان كمترين ظهور را دارد. در اين مكان قدمت و نوى آشكارا به چشم مىخورد و در جاىجاى محلهايى كه بزودى از آنها گذر خواهيم كرد نمايان خواهد شد. قدمت و نوى در اين شكاف گسترده بين مكان و زمان، با مظاهر حيرتانگيزشان ظاهر مىشوند.
اما مكان، همچنان به همان شكلى است كه اسماعيليان نزارى از بيش از هفتصد سال پيش بر جاى گذاشتهاند: خانههاى خشتى پست و رنگورو رفته در روستايى ابتدايى، كوچك و گمنام.
اما زمان، كه دهه اخير از قرن بيستم باشد!.
با صعود از كوههايى كه با رنگ منحصر به فردشان از كوههايى كه در وراء «راز ميان» سراغ داشتيم متفاوت بودند، از اين روستا خارج شديم. اگر در آنجا رنگهاى كوهها بين سفيدى، زردى و قهوهاى متغير بودند، در اينجا كوهها به رنگ سفيد بودند كه ميان آنها تختهسنگهاى سياهرنگى قرار داشت. ناگهان بر جنگلهايى طولانى مشرف شديم و طولى نكشيد كه تختهسنگها در اينجا مانند كوهها به سفيدى گرائيدند.
سفيدى، قهوهاى و زردييى كه ما خود را در اين كورهراههاى وحشتناك، به آنها اميدوار مىساختم.