اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٧٣ - سفر به سرزمين اسماعيليان نزارى
گندم كه به هر طرف گسترده بود، به وسيله اتومبيل جيپ بزرگى از شهر قزوين خارج شديم. در مقابل ما و به فاصله خيلى دور، سلسله جبال البرز قرار داشت.
در يكى از قلههاى اين سلسله جبال، برج مرتفعى را ديديم كه بر ميدان وسيعى از دشتهاى گسترده مقابلش، اشراف داشت.
اين برج كه تنها يكى از اقداماتى بود كه اسماعيليان نزارى براى مقابله با خطر تدارك ديده بودند، برج ديدهبانى بود كه با آن هرگونه تحركى را در فضاى باز اطراف زير نظر داشتهاند. به محض اينكه مورد مشكوكى به چشم مىخورد، نزاريان به واسطه روشن كردن آتش و يا رها كردن دود و يا كبوترى، يكديگر را از خطر ناگهانى با خبر مىكردند و در واقع آتش، دود و يا كبوتر، هشدارى براى رعايت احتياط بود.
اين برج اولين مظهر از مظاهر زندگى نظامى نزاريان است كه به چشم انسان مىخورد و اولين چيزى است كه در آستانه ديار آنان كه با شتاب به طرف آن مىرويم، به چشم مىخورد. اين برج حداقل نشاندهنده شدت احتياطى است كه آنها در كوههاى بىنظير محل اقامتشان رعايت مىكردهاند.
طولى نكشيد كه به رود باراجين كه در سمت راست ما در جريان بود رسيديم. آنگاه به واسطه پلى كه رود را در سمت چپ ما قرار مىداد، از آن گذشتيم دهكدهاى را ديديم كه آن رود از ميان آن مىگذشت. همچنين جايگاههاى آسيابهاى بزرگى را ديدم كه با آب سدى كه بر روى رودخانه ساخته شده بود مىچرخيده با جايگزين شدن آسيابهاى پيشرفته، آنها هم از بين رفته بودند. پس از ٣٠ دقيقه كه از قزوين خارج شده بوديم، جاده آسفالتى تمام شد و جادهاى خاكى منشعب شده بود كه وارد آن شديم. اينك ما در مرزهاى جبال ديلم و در آستانه آنها بوديم.