اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١١٠ - چنگيز خان
كه نظر به اطلاع آنها از اوضاع داخلى سرزمينهاى اشغالى، نقش واسطه را بين مغولها و ساكنان بومى آن مكانها بازى مىكردند.
همچنان كه بعدا خواهيم ديد، افرادى مثل ابن تيميه چشمانشان را در مقابل اينگونه مواضع اسلامى متحد با چنگيز، قصاب مسلمانان، مىبندند و در برابر آن هيچ اظهارنظرى نمىكنند اما در مقابل، افراد شريفى همچون خواجه نصير الدين طوسى را مورد حملات خود قرار مىدهند تا محسنات و نقاط قوت آنان را، نقاط ضعف جلوه دهند.[١]
در سال ١٢٠٦ ميلادى چنگيز خان منشور معروف به «قانون ياسا»[٢] را كه در آن چگونگى روابط حاكم و مردم و روابط مردم با يكديگر و همچنين رابطه فرد با جامعه معين شده بود، منتشر كرد.
برخى از مواد اين قانون به اين شرح است:
١- مجازات كسى كه برده يا اسيرى فرارى را بيابد و او را به صاحبش رد نكند، مرگ است.
٢- مجازات كسى كه اسير قومى را بدون اجازه آنها اطعام كند و يا بپوشاند، مرگ است.
٣- فردى كه در حال فرار و يا عقب نشينى به هنگام جنگ تير و كمانش و يا
[١]چنگيز در ماه اوت سال ١٢٢٧ ميلادى در سن ٧٢ سالگى و پس از سيطره بر سرزمينهايى كه از پكن تا نهر ولگا ادامه داشت، درگذشت.
(٢)- «ياسا» لفظى است مغولى به معناى «حكم»، «قاعده» يا «قانون». شايان يادآورى است كه ضبط اين كلمه در برخى منابع اعم از فارسى يا عربى به صورتهاى مختلفى آمده است. در برخى مصادر به صورت: «ياسا»، «ياسه»، «يساف»، «ياساف» و «يسف»، ضبط شده است. مغولها وقتى كه خان جديد اداره امور را به عهده مىگرفت و به هنگام تشكيل گردهمآيى عمومى براى مشورت در امور كلى و مهم مملكتى و همچنين در وقت آمادهباش و بسيج ارتش، به اين قانون مراجعه مىكردند.