اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٥٨ - اقدامات خواجه براى حفظ اسلام
نكشند. ناگفته پيداست كه اين دستور به خاطر شدت علاقه هلاكو خان به علم و تقدير او از شخصيتهاى علمى نبود، بلكه بدين خاطر بود كه وى به اين سه شخصيت علمى و معارفى كه منحصر به فرد بودند نيازمند بود. چرا كه دو تن از اين سه شخصيت يعنى موفق الدوله و رئيس الدوله، پزشك بودند و شخصيت ديگر يعنى خواجه نصير الدين طوسى معروف بود كه متفرد به آگاهى از چندين علم از جمله «علم فلك» است. هلاكو خان اين علم را نه به خاطر اينكه يك علم است و بايد مورد تقدير قرار گيرد، بلكه به خاطر نيازى كه بدان داشت و معتقد به فايده آن بود، همواره مورد تقدير قرار مىداد. ازاينرو ملاحظه مىكنيم بعد از اينكه با خواجه آشنا مىشود، تصميم مىگيرد رصدخانه مراغه را تأسيس كند و هرآنچه را كه در جهت رشد و پيشرفت و تكميل آن نياز بود، براى خواجه آماده مىنمايد.[١]
[١]علم رصد و فلك غير از «صناعت منجمان» است. زيرا صناعت نجوم بخشى از علم حساب است كه هدف آن محاسبه طالع عالم و پيشگويى و يا غيبگويى حوادث آينده است به واسطه رصد حركات كواكب و اوقات قران آنها. قدما بين صناعت نجوم تعليمى نجوم تجربى تفاوت قائل بودهاند. همچنان كه از كتابهاى مسعودى، بيرونى، ابن رشد و ديگر دانشمندان قديمى كه در مورد اين علوم تحقيق كردهاند، استفاده مىشود، از نظر قدما، علم نجوم غير از علم احكام بوده است.
به اعتقاد منجمان، كه اينان غير از رياضىدانان و دانشمندان فلك هستند، تمامى حوادث مهم مانند انتقال پادشاهى و حكومت از يك امت به امت ديگر و پيدايش كيشها و آيينها بروز جنگها و شيوع بيمارىها و قحطى و گرسنگى، امورى هستند كه اوضاع كواكب بر آنها دلالت مىكند و ممكن است كه با محاسبات، آنها را پيشگويى كرد. از طرف ديگر، استخراج طالع عالم، مثل طالع مولود، طالع سال و طالع جهان از جمله كارهايى است كه صاحبان اين صناعت انجام مىدهند. اين منجمان براى استخراج طالع عالم، شيوههاى معروفى دارند، اما مدارك اين شيوهها باطل و نتايج آنها نيز دروغ است و دانشمندان و عاقلان به جز عده معدودى از مردم، آنها را قبول نمىكنند. چه بسا فجايع بزرگ و مصيبتهاى فراوانى كه از همين چيزى كه به نام «علم احكام» و «استخراج طالع» معروف است،