اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٤١٧
اقليدس فى الأصول و شرح معانيه» از مهمترين تأليفات بر جاى ماندهاى است كه مجادلات و مناقشات علمى زيادى را برانگيخت و باب تأليفات بيشتر را در اين عرصه وسيع گشود. ابن هيثم روش علمى خويش را در مقدمه كتابش اينگونه شرح مىدهد:
«هر مفهومى كه حقيقتش پيچيده باشد و ويژگىهاى آن مشخص نباشد و در برخى احوال آن، مشكوك به نظر برسد، شك بر آن غلبه دارد و معاند و كسى كه شكاك است مىتواند با آن عناد ورزد و به آن طعن زند بهويژه علوم عقلى و معانى برهانى چنين حالتى دارند. زيرا قوه عقل و تشخيص دهنده حق و باطل ميان تمامى مردمان مشترك است و چنين نيست كه همه مردم در برخوردارى از اين نيرو، يكسان باشند. هنگامى كه شما بر صحبت چيزى استدلال مىكنيد، كسى آن را نمىپذيرد مگر آنكه از همان مسيرى كه او پيموده و شك كرده وارد شويد و آنگاه او را قانع كنيد. مصادرات (اصول موضوعى و بديهيات) بر سه قسم هستند: مسلم به، مبين بالقياس و محدود.
در هر «مسلم به» [اصل موضوعى] امكان شك كردن وجود دارد. اما «مبين بالقياس»، ممكن است كه به وسيله مقدمات قياسش مورد شك واقع شود. و «محدود» ممكن است حدودش مورد شك و طعن قرار گيرد. كتاب اقليدس در اصول، غايت و هدفى است كه در زمينه صحت براهين و قياس به آن استناد مىشود اما با اين حال مردم همواره در بسيارى از مفاهيم اين كتاب و قياسهاى آن شك و ترديد دارند».
او به نشانه مهم و برجستهاى از نشانههاى علمى حقيقى كه ابن هيثم از آن برخوردار است و در خودآگاهيش در آغاز بحث و بررسى يك موضوع علمى، نسبت به اهميت چيزى كه به «شك دستورى» موسوم است، نمودار است، اشاره مىكند.
اين اسلوب را به دليل ميل محقق به اينكه معرفت و شناختش به اختيار خودش باشد و انديشهاش تحت تأثير خطاهاى متعارف موجود در فرهنگ حاكم بر جامعه و يا كتابهايى كه خوانده است قرار نگيرد، هر پژوهشگر پختهاى اگر خواست مىتواند به كار گيرد. اين