اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٤١٤
و حدود آن، جهت وضع ماليات، و مشخص كردن نمايش خطوط بر روى زمين، براى دقت عمليات ساختمانسازى به كار گرفته مىشود، نزد مسلمانان شناخته شده بود، و اين شناخت، حتى قبل از اطلاع به ميراث تمدن قديم عموما، و تمدن يونان خصوصا، وجود داشت.
هنگامى كه از هندسه نظرى و ساختار منطقى و بافت قانونمند آن، كه بر [اصول] بديهى و آشكار تكيه دارد، سخن مىگوييم، به نقطه آغاز هندسه اقليدسى در كتاب (الاصول الهندسيه) باز مىگرديم.
حجاج بن يوسف بن مطر، كه در روزگار رشيد و مأمون زندگى مىكرد، دوبار به ترجمه و تعليق بر كتاب (الاصول الهندسيه) اقليدس اقدام كرد. كه نخستين آنها به اسم (الترجمة الهارونيه) و دومين آنها به نام (الترجمة المأمونيه) شناخته شد. همچنين حنين بن اسحاق و ابو ريحان بيرونى كه رسالهاى در حل شبههاى مطروحه در مقاله سيزدهم نگاشت، هركدام جداگانه اين كتاب را به عربى ترجمه كردند. و اين ترجمهها فرصتى بود براى شناخت يكى از شاخههاى رياضيات كه با نقطه، خط، سطح و فضا سروكار دارد و به بررسى حجم و مساحت اشكال مىپردازد.
كتاب (الاصول الهندسيه) حاوى مطالب بسيارى است كه ما امروزه از هندسه اقليدس مىدانيم، و دانشآموزان مراحل راهنمايى و دبيرستان در مقطع آموزش عمومى، آن را مىخوانند. [اين كتاب] در پانزده مقاله تنظيم شده- چهار مقاله در سطوح هندسى، يك مقاله در مقدارهاى متناسب و منظم و يك مقاله در نسبتهاى متقابل سطوح با يكديگر، و سه مقاله در عدد و يك مقاله در منطق و پنج مقاله در مجسمات. كتاب اقليدس در هندسه، مورد توجه دانشمندان اسلامى گرفت بهطورىكه برخى از آنان به مطالعه دقيق و كامل آن پرداختند و برخى آن را تلخيص و نظريات جديدى ارائه كردند و در استدلال و راه حل مسائل زبردست شدند، و برخى طبق آن دست به تأليفاتى زدند