اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٦٠ - ظهور امامان اسماعيلى
از سپاه ابراهيم با گروهى از سپاه ابو عبد اللّه درگير شد و گروه اخير، شكست خورد. و هنگامى كه ابو عبد اللّه دريافت [گروهش] در بازگشت، تأخير كردهاند، با تمام سپاهش خارج شد و گروه [شكستخورده] را نجات داد.
سپس بر «قسطيليه» و «قفصه» تسلط يافت، و به «بجايه» بازگشت و سپاهى در آنجا مستقر كرد و خود به كوه «انكجان» بازگشت. ابراهيم نيز به بجايه حركت كرد. لشكرى كه در آنجا مستقر بود، با او به نبرد پرداخت. خبر به ابو عبد اللّه رسيد كه به طرف دشتهاى بجايه حركت كرد. وقتى ابراهيم از اين موضوع آگاه شد، شهر را ترك كرد و به اربس بازگشت.
در اين هنگام، بهار فرا رسيد و زمان نيكو گشت- آنچنانكه ابن اثير مىگويد- و ابو عبد اللّه توانسته بود لشكرى كه افرادش به دويست هزار سواره و پياده مىرسيد، سازماندهى كند، سپاهيان زيادة اللّه كه به گفته ابن اثير تعدادشان به شماره نمىآمد، به فرماندهى ابراهيم بن أبى الأغلب در اربس سازماندهى شدند.
ابو عبد اللّه در اوّل جمادى الآخر سال ٢٩٦ ه حركت كرد و در چندين جنگ سخت كه تا اواخر جمادى الثانى به طول انجاميد، با ابن أبى الأغلب رودررو شد تا آنكه نبرد عظيمى كه منجر به شكست سخت سپاه اغلبى شد، در گرفت.
وقتى خبر شكست به زيادة اللّه رسيد، به مصر گريخت،[١] ابراهيم بن أبى الأغلب نيز به قيروان رفت تا اهالى آن ديار را به پايدارى و مبارزه برانگيزد. اما مردم بر او بانگ برآوردند كه: از نزد ما برو كه ما حرف تو را نمىشنويم و تو را
[١]و از مصر عازم بغداد شد و از «رقه» گذشت و ابن فرات وزير از او درخواست كرد تا به مدت يكسال توقف كند و او هم از مقتدر عباسى اجازه اين كار را خواست. او دستور داد به مغرب برگردد. پس به مصر بازگشت و بيمار شد و قصد بيت المقدس كرد سپس در «رمله» درگذشت.