اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٥٩ - ظهور امامان اسماعيلى
[اين] پيروزى سرنوشتساز را به امام مستتر زندانى در سجلماسه برساند. وى براى اين منظور يكى از افراد مورد اعتمادش را به صورت يك قصاب كه گوشت مىفروشد، بدانجا فرستاد و او توانست با اين شكل به زندان راه يابد و عبد اللّه مهدى را ملاقات كرده، اين خبر شادىبخش را به وى برساند.
سپس ابو عبد اللّه به سوى شهر «طبنه» حركت كرد و بعد از نبرد سختى وارد آن گرديد و بعد از آن به همين شكل وارد «بلزمه» شد.
اين اخبار پىدرپى به زيادة اللّه رسيد و كار بر وى گران آمد و مشغول گردآورى افراد و لشكريان شد تا سپاه قابل اعتمادى تشكيل داد و آن را به فرماندهى هارون بن الطبنى روان ساخت كه با شكست سختى روبهرو شد و امير سپاه به قتل رسيد.
در اين هنگام، زيادة اللّه تصميم گرفت خود به مقابله با ابو عبد اللّه برخيزد.
به اين منظور مشغول جمعآورى اموال و سازماندهى سپاه گشت، ولى به توصيه دولتمردانش از اينكه خود مستقيما به جنگ برود، صرفنظر كرد و يكى از عموزادگانش را [به نام] ابراهيم بن أبى الأغلب كه مردى شجاع بود، به فرماندهى سپاه گماشت.
وقتى خبر [سازماندهى] اين لشكر به ابو عبد اللّه رسيد، شهرهاى «بجايه» و «مجانه» و «بتغاش» را تصرف كرد. در اين زمان سران قبائل نزد او آمده، امان خواستند و او آنان را امان داد و به تصرف شهرها ادامه داد و شهرهاى «مسكيانه» و «تبسه» و «مدبره» و «قموده» را نيز به تصرف درآورد. ابراهيم بن أبى الأغلب با سپاهش در حال ورود به «اربس» بود كه به وى خبر رسيد ابو عبد اللّه قصد دارد به سوى زيادة اللّه در «رقادة» حركت كند. درحالىكه جز نيروى اندكى براى زيادة اللّه باقى نمانده بود. بنابراين ابراهيم، اربس را ترك كرد، و در «دردمين»، گروهى