اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٦٢ - به سوى الموت
دست به او سلام مىكرد و نشان مىداد كه نمىخواهد او را ببيند. در ايران به اهالى اين روستاها «كلّه بز» مىگويند. بعدا فهميديم كه يكى از اعتقادات آنها ممنوعيت طلاق است چنانچه كسى همسرش را طلاق دهد، هيچكس با آن زن ازدواج نمىكند. اگر مرد بميرد، همسرش پس از او با هيچكس ازدواج نمىكند.
آنها در سال سه روز روزه مىگيرند و خوردن گوشت حيوان آبستن را حرام مىدانند و خوردن كله بز را ممنوع مىدانند. و چه بسا به همين خاطر و به دليلى كه بعدا خواهيم گفت به آنها «كلّه بز» مىگويند. اينان خوردن پنير را حرام مىدانند و نه به غير خودى زن مىدهند و نه از غير خودى زن مىگيرند.
اينان هر ساله در شب اوّل زمستان كه بلندترين شب و كوتاهترين روز را دارد، جلسهاى سرى برگزار مىكنند. وقتى همه در جلسه جمع شدند، نگهبانى را مىگمارند تا فرد غريبى وارد مجلسشان نشود سر ميمونى را مىپزند و پس از آنكه شيخشان آن را متبرك كرد، آنها از آن مىخورند و سپس به دعا مىپردازند.
اين شب را شب يلدا مىنامند.
اينها اسرارى بود كه تا به حال فاش شده است، اما مطمئنا اسرار ديگرى دارند كه هنوز هيچكس كشف نكرده است.
با اين حال مطلبى كه آقاى ناصر قوامى براى ما گفت، عجيب به نظر مىرسد. او كه از افاضل علما است و با آنها آميختگى دارد، مىگويد كه آنها در ظاهر با ساير مسلمانان تفاوتى ندارند. زيرا داراى مساجدى هستند و نماز مىخوانند و روزه مىگيرند و هرآنچه را كه اسلام دستور داده است، امتثال مىكنند. حتى يكى از آنها در جنگ اخير ايران و عراق، سرباز بوده است و قبل از رفتنش به جبهه وصيت مىكند و آقاى ناصر قوامى را وصى خود قرار مىدهد از جمله مواردى كه به آن وصيت مىكند معين كردن مبلغى از اموالش بوده كه