اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٤٤ - فرقه خوجه
محروم است.[١]
خوجههاى بمبئى سخنانى از يك داعى قديمى نقل مىكنند كه البته مرادشان صدر الدين نيست، به نام نورستاگور يا پيرست گورنور، كه ممكن است در قرن دوازدهم يا سيزدهم ميلادى مىزيسته است. امام و مرشد آنها عبد السلام در حدود سال ١٥٩٤ ميلادى براى ارشاد خوجههاى هند كتابى نوشت به زبان فارسى كه آن را «مواعظ المرؤة» نام نهاد كه به زبان فارسى «پنديّات جوانمردى» مىشود تا سندى باشد قديمى از بيست و ششمين مرشد در سلسله مرشدى خوجهها.
مراسم ازدواج، طلاق، تكفين و دفن نزد خوجههاى بمبئى داراى قوانينى است كه اختلاف اساسى با ديگر فرقههاى اسلامى دارد. اين قوانين وفقه، بيشتر متأثر از سنتها و آداب و رسوم هندوهاست. در سالهاى اخير مراسم واقعى ازدواج به واسطه قاضيان رسمى انجام مىشود. در يكى از مراسم ازدواج در گجرات، نام چهار ملك از ملائكه به نامهاى اسرافيل، عزرائيل، جبرائيل و ميكائيل در چهار گوشه نوشته شده بود.
در ميان خوجههاى بمبئى تا وقتى كه جماعت موافق نباشند، طلاق امكانپذير نيست. البته جماعت رضايت طرفين را مراعات مىكنند. همچنين يك نفر نمىتواند داراى دو زن باشد تا اينكه جماعت آن را تأييد كنند. در صورت تأييد جماعت، مرد بايستى مقدارى مال به زن اوّل بدهد. ميان خوجههاى بمبئى رسم عجيبى در وقت وفات وجود دارد كه نامش
[١]مثل قضيه سرجان مير على. ر. ك: سارسكين برى،
waL hsilgne fo noitacilppA ehT dna efiL latneirO fo evitartsullI sesaC
aedni ot
لندن، ١٨٥٣ م، ص ١١٠.