اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٣٣ - نزاريه پس از پايان دوره الموت
گزارشى براى شاه اسماعيل بنويسند و در آن يادآور شوند «طاهر شاه» تمايلات بدعت گرايانه دارد و با دربار سلاطين بيگانه، مرتبط است. شاه اسماعيل كه در پى فرصت مناسبى بود تا «شاه طاهر» را از ميان بردارد، اكنون آن فرصت را يافت و فرمان اعدام او را صادر نمود. اما دوستان «طاهر شاه» در دربار شاه اسماعيل، او را از عاقبت اين كار كه ممكن است وبال گردنش شود، برحذر داشتند.[١] از طرف ديگر «طاهر شاه» همراه خانوادهاش از تاريكى شب استفاده كرد و خود را به نزديكترين بندرگاه رساند و از آنجا از راه دريا به سوى هند روان شد اين جريان در زمستان سال ٩٢٦ ه (١٥١٩ م) روى داد. وى در هند به دربار عادلشاه واقع در بيجاپور كه مركز چند ايالت بود، رفت. اما عادلشاه توجه خاصى به او نكرد. لذا او به فكر افتاد كه به زيارت خانه خدا برود. «شاه طاهر» در راه خود به سوى بندر، با خواجه جهان، وزير سلاطين بهمنى، برخورد كرد. خواجه جهان كه تحت تأثير ويژگيهاى «طاهر شاه» قرار گرفته بود، از وى دعوت كرد به شهر «احمد نگر» بيايد و در آنجا اقامت گزيند. «طاهر شاه» از اين دعوت استقبال كرد و در سال ٩٢٨ ه (١٥٥٥ م) به اين شهر نقل مكان نمود و تا وقت مرگش در همان جا ماند.
در اينجا مؤلف كتاب «تاريخ فرشته» به ذكر اوصاف «امام طاهر شاه» كه امير عبد القادر، پسر برهان نظام شاه را از مرضى خطرناك نجات داد و ثابت نمود پزشك زبردستى است، مىپردازد. آنگاه يادآور مىشود چگونه او توانست چنان تأثيرى بر برهان نظام شاه بگذارد كه مذهب شيعه را مذهب رسمى حكومتش اعلام كند. تمامى اين وقايع در سال ٩٤٢ ه (١٥٣٧ م) روى داد.
مؤلف كتاب مزبور همچنين از زندگانى «طاهر شاه» سخن گفته، و از جمله
[١]مسؤوليت حقيقت اينگونه نظريات تنها با نويسنده آنها مىباشد. (حسن امين)