اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٣٠ - نزاريه پس از پايان دوره الموت
ايران وارد شده بود، نسبت دادهاند. توضيح اينكه خاندان سلطنتى صفويه و در رأس آن شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى براى مسائل هند اهميت زيادى قائل بودند و تصميم داشتند مذهب شيعه را به هر جا توسعه دهند. در آن دوران مهاجر ايرانى بسيار مهم و پيچيدهاى وجود داشت به نام «طاهر شاه حسينى» كه اوضاع كلى امور دينى و حكومتى تحت سيطره او بود. وى شخصيتى سياستمدار و اديب و دانشمندى يكتا و بلامنازع بود. اگرچه بررسى همه جانبه تاريخ حيات اين مرد، شگفت و جالب است، اما رسيدن به عمق شخصيت او بسيار دشوار مىنمايد. من نظر مورخان را به كشف عجيب از شخصيت مزبور كه در بدخشان، ايران و شامات به مثابه امام اسماعيليه بود، به اعتبار اينكه از خاندان امامان نزار خداوندى الموت كه خود را به امامان فاطمى مصر منتسب مىدانند، سرچشمه مىگيرد، جلب مىكنم. ممكن است اين ظهور ناگهانى، زندگانى شاخهاى از اسماعيليان نزارى را به ذهنها آورده باشد يا بياورد. با اينكه ممكن است اين شاخه فراموش شده باشد، اما تأثير به سزايى در ملتهاى اسلامى در آسياى ميانه، هند و شامات داشته است.
امام «طاهر حسينى» در شمار زيادى از كتب تاريخى هندى، فارسى، سورى و افغانى ياد شده است و مورخان علاوه بر تاريخچه زندگانى او از فعاليتهاى برجسته او در دنياى سياست نيز ياد كردهاند. اما بسيارى از آثار علمى او از بين رفته است همچنان كه تمامى آثار اسلاف و اخلاف او چنين شده است. يكى از اتفاقات جالب اين است كه من موفق شدم درباره زندگى او تنها دو منبع را كشف كنم. حقيقت اين است كه بحث و بررسى مستمر در مورد اين شخصيت ناشناخته و خاندان او و همچنين تأليفاتش به ويژه در سرزمين هند، مفيد و خدمتى به تاريخ است.