اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٣ - سرزمين«طوس»
چنين نظر دارند كه مراد از كلمه «اوروا را» در كتاب اوستا، شهر طوس است.
همچنان كه مىبينيم طبق افسانههاى اساطيرى، تاريخ طوس به زمان جمشيد پيشدادى بر مىگردد و در اين افسانهها آمده كه طوس همان «فرزندتون» پادشاه ايران است كه به بازسازى و تعمير طوس مىپردازد و اين سرزمين از همان وقت به اين نام معروف شده است. اين مطلب، نظريه حمد اللّه مستوفى در كتاب تاريخ طوس است. شايان ذكر است برخوردارى اين منطقه از مواهب الهى از قبيل رودها و چشمههاى فراوان و حاصلخيزى خاك آن، تأثير به سزايى در پيشرفت اين منطقه در طول ساليان دراز تاريخ آن داشته است. در صحراى طوس علاوه بر وجود شمار زيادى از چشمههاى كوچك، دو چشمه بزرگ وجود دارد:
١- چشمه «كلسب» يا «كبلاس» كه در چهار فرسخى غرب شهر طابران و هشت فرسخى شهر مشهد قرار دارد. اين چشمه قبلا به سمت طابران جارى بوده، اما اينك به سمت مشهد در جريان است.
٢- چشمه «سو». اين نام مخفف «سوز» است كه امروزه به آن چشمه سبز گفته مىشود و در دوازده فرسخى غرب مشهد قرار دارد.
اخيرا چاههاى عميقى در اين منطقه حفر شده كه موجب خشك شدن برخى رودهاى كوچك آن گرديده است.
آبهاى سه رود كه به طرف طوس سرازيرند، از سلسله جبال شمالى طوس سرچشمه مىگيرند. آن سه رود عبارتند از: رود رادكان، رود بغدج و رود ذرخ.
در سلسله جبال جنوبى سرزمين طوس، رودهاى بيشترى وجود دارد.
در ناحيه طوس، بقايايى از آثار باستانى هريك از حكومتهاى غزنويان سلجوقيان، مغولها و نوادگان تيمور و صفاريان و افشاريه، يافت مىشود.