اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٩٧ - سرزمينهايى كه مغولها از آن گذشتند
سرزمينهاى خرمى كه مغولها در آن پس از مدتى بهعنوان مسلمان مستقر شدند كه از جمله آنها، حكومت ايلخانيان بود كه در آن، اسلام پس از تنازع با شرك و بتپرستى، به پيروزى رسيد.
اين از عجايب تاريخ است بتپرستانى كه در آغاز تحت رهبرى چنگيز و سپس نوهاش هلاكو در صدد بودند اسلام را در موطن خود نابود كنند، مسلمان شوند و در سرزمينى كه اينك به آن تجاوز كرده بودند، حكومت ايلخانيان را تشكيل دهند. همچنان كه حكومتى ديگر از آنان در هند ايجاد شد و هند را به رنگ خود درآوردند كه هنوز تا امروز پابرجا است.
اينك من در شهر قزوين هستم و تصوير تاريخ مغول به دو شكل اسلامى و شرك آن در ذهن من مىدرخشد و پشت سرهم يكى پس از ديگرى مرور مىشود.
دراينجا در قزوين، تصوير چهار شخصيت است كه بيش از هركسى در مقابل من خودنمايى مىكند: تصوير هلاكو، همان شخصيت خونريز و خيانتكار تصوير يكى از قربانيان او به نام خور شاه رئيس اسماعيليان نزارى تصوير غازان، اولين شخصيت مغولى كه اسلام آورد و با اسلام آوردنش، حكومت مغولان، اسلامى شد و تصوير برادرش الجايتو، محمد خدابنده كه او نيز رويهاى اسلامى در پيش گرفت. تصوير ديگرى كه كاملا نمايان است، تصوير شهر سلطانيه است كه غازان ساخت آن را آغاز كرد و برادرش، خدابنده، آن را ويران نمود.
روز يكشنبه ماه ذيقعده سال ٦٥٤ ه خور شاه آخرين نزولش را از قلعه ميموندژ انجام داد و با سرزمينى كه قريب به دو قرن (از زمانى كه حسن صباح در سال ٤٧٧ ه در آن اقامت گزيد تا زمانى كه خور شاه در سال ٦٥٤ ه از آن خارج