اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٥٨ - انصاف در مورد نزاريان
هيچگاه در صدد نبودهاند با شيوههاى قهرآميز طرف مقابل را متقاعد كنند، بلكه اسلوب آنها همواره اسلوب اقناعى و با استفاده از كلمات نيشدار بوده است. در اين شيوه حق دشمن براى پاسخگويى فكرى و عقيدتى ناديده گرفته نمىشد و هيچگاه با برخوردهاى فيزيكى از قبيل كشتن، زندانى كردن، شكنجه و ترور سعى در تحميل عقيده خود نمىكردند، بلكه براى حريف، جا براى پاسخگويى و رديه مىگذاشتند، و اين يكى از امتيازات حكومت فاطميان بوده است.
درحالىكه در تمامى حكومتهاى قبل و بعد از فاطميان هيچ انسانى جرئت ندارد عليه حاكمان كلمهاى بگويد و يا آرا و عقايد آنها را مورد ترديد و نقص قرار دهد. اگر چنين مىكرد، سرنوشت محتومش مرگ بود. در دوره فاطميان ملاحظه مىكنيم كه آنها با مخالفينشان و منتقدان آرا و افكارشان چگونه عمل مىكنند چگونه هر كلامى را با كلام و هر استدلالى را با استدلال پاسخ مىدهند هيچ گاه متوسل به شمشير، ارعاب و قتل نمىشوند.
دومين منبع، كتابى است تحت عنوان «خداوند الموت» كه نويسندهاى غربى به نام «پل آمير» آن را نگاشته و ذبيح اللّه منصورى آن را به فارسى ترجمه كرده است. يكى از دوستان آشنا به فارسى مضمون آنچه را كه در مورد وصف «حشاشين» در اين كتاب آمده است، براى ما نقل كرد كه خلاصه آن را براى شما خوانندگان عزيز نقل مىكنيم:
«حشّاشين» در اصل صفت «حشائشيين» بوده است و حشائشى در آن زمانها بر كسى اطلاق مىشد كه كارش جمعآورى گياهانى بوده كه خودشان و يا عصاره و عرق آنها مصرف دارويى داشته است. در آن زمانها كسانى بودهاند كه كارشان، اين بوده و در ميان آنها پزشك و يا داروساز هم به چشم مىخورده است. مردم، اين افراد را حشائشى مىخواندهاند و اين كار چنان ميان جامعه جا