اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٥٦ - انصاف در مورد نزاريان
ذيحجه شد، پس از پايان قرائت مجلس شريف[١] بر يك عده از مستجيبان[٢] دعوت فاطمى، كثّرهم اللّه، مردى از گروه فريبكاران كه عادت به اينگونه مجالس نداشت، به همراه يك مستجيب كه از ياران ما بود بر اين بنده وارد شد.
پس، هر دو اندكى نشستند. آن مرد از جيبش نسخهاى از «هدايه» كه از مقام اشرف صادر شده بود، بيرون آورد و آن نسخه از آن مستجيب بود كه به او داده بود تا مطالعه كند. مستجيب آن را بهطور خصوصى براى آن مرد خواند. وقتى مرد از مضمون آن با خبر شده بود، امر بر او مشتبه مىشود و در تنگنا قرار مىگيرد و همچنان اين حال را داشت تا اينكه نزد فرمانرواى ستمگر خود رفت و از او خواست تا پاسخ مطالب مندرج در رساله مزبور را داده، او را از گرفتارى نجات دهد كه او هم پاسخ آن را در آخر «هدايه» مىنويسد. زيرا قسمت سفيد رساله گنجايش اين مطالب را داشت».
سپس رديه نزاريان به «هدايه» به دنبال آن آمده است. آشكارا پيدا است كه اين رديه- علىرغم مختصر بودنش كه از يك صفحه كتاب مجموعه الوثائق الفاطميه، تجاوز نمىكند- متن كامل رديه بوده است. همچنان كه اين مطلب از سخن رديه فاطمى به اينكه جواب نزاريان بر رديه فاطميان در بقاياى قسمت سفيد از نسخه «هدايه» درج شده بوده است، استنباط مىشود. ملاحظه مىكنيم كه نزاريان به اينكه آنها اين گروه را به حشيشى توصيف كردهاند، پاسخى نمىدهند و از كنار اين توصيف، بزرگوارانه مىگذرند. اين نشان مىدهد كه نزاريان از اين وصف، اتهام مصرف و استعمال حشيش، ماده مخدر معروف را
[١]داعيان اسماعيلى در عهد فاطميان مجالسى منعقد مىكردند كه «مجالس شريفه» ناميده مىشد. در اين مجالس سخنرانىهايى ايراد مىشد كه سخنران در طى آن مطالبى درباره مذهب و اصول اعتقاديشان بيان مىكرد.
[٢]منظور از مستجيب، پيروان معمولى در سلسله مراتب فاطميان بوده است (م).