اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٥٣ - انصاف در مورد نزاريان
مىتوانستند هر سازى را بنوازند، با صداى شيرين آواز بخوانند و به چشمنوازترين شيوهاى برقصند. تمام اينها را آماده كرده بود تا پيروانش باور كنند كه آنجا همان بهشتى است كه خداوند به پرهيزكاران وعده داده و اينكه شيخ الجبل قادر است هركسى را كه بخواهد، به آن وارد كند و هركس را كه بخواهد، از آن محروم سازد. ازاينرو پيروانش خود را در اطاعت و انجام اوامرش فدا مىكردند و تنها همين دسته بودند كه اجازه داشتند داخل بهشت او بشوند».
ايوانف، مستشرق روسى و متخصص مطالعات نزاريه كه جهت بررسى و تحقيق عينى الموت و اطمينان به آنچه از اسماعيليان و قلعه الموت نقل شده است، دوبار از آنجا ديدار كرد،[١] در ذيل كلام ماركوپولو چنين اظهارنظر مىكند:
«كدام بهشت با صفايى در زمين وجود دارد كه در عرض سال، هفت ماه زمستان سخت با آن برفها و سرماى سنگين، داشته باشد؟! ..».
مدعيان مزبور در ادامه تهمتهايشان به اسماعيليان چنين گفتهاند:
«حسن صباح همواره پيروانش را به حشيش معتاد مىكرد تا آنها بدون آن قادر به زندگى نباشند. آنها به عشق وصول به حشيش، هر كارى را كه از آنها خواسته مىشد، انجام مىدادند و پس از اجراى عمليات، به آنها حشيش داده مىشد و داخل بهشت مىشدند!!»
[١]ايوانف با تمامى توانايى عملى و علميش به تحقيق درباره مذهب اسماعيليه و تاريخ آن پرداخته است.
وى آثار زيادى در اين موضوع از خود به جاى گذاشته است.