اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٤٩ - بين انحراف و اعتدال
و جدش بود.
او با مبارزان در اين مطلب همدل و همراه بود كه به مجرد به قدرت رسيدن، انحراف را از بين خواهد برد و قوانين اسلامى را مجددا حاكم خواهد كرد و چنين كرد. يعنى به محض اينكه پس از پدرش در سال ٦٠٧ هجرى حكومت را به دست گرفت، كليه آداب و رسومى را كه پدر و جدش معين كرده بودند، ملغى اعلام كرد و با پيروان آنان، با تندى برخورد نمود و با قاطعيت مانع استمرار آن شد و آنان را ملزم ساخت كه بهطور كامل به احكام اسلام عمل كنند.
جوينى ماجرا را چنين توصيف مىكند:
جلال الدين حسن دستور دارد در حضور قزوينيان و بنابر ميل و رغبت آنان تمام اين كتابها سوزانده شود و پدران و اسلافش مورد لعن و بدگويى قرار گيرند. من كتابى را در دست يكى از بزرگان و قاضيان قزوين ديدم كه كلامى از جلال الدين حسن سوم در آن نوشته شده كه طى آن از التزامش به اسلام و قبول شعاير دينى و بيزارى از الحاد و مذهب اجدادش سخن گفته است.
جلال الدين چند كلمه با خط خودش در آغاز كتاب نوشته كه بيزاريش را از مذهب آنها نشان مىدهد و آن اينكه به دنبال نام آنها اين جمله را نوشته بود:
«ملأ اللّه قبورهم نارا خداوند گورهاى آنان را مالامال از آتش گرداند».
جلال الدين حسن سوم به اين اكتفا نكرد و با حكام ديگر سرزمينهاى اسلامى تماس گرفت و بازگشت به اسلام را به آنان اعلام كرد تا به اين وسيله مناسبات او با ديگر سرزمينهاى اسلامى و ديگر مسلمانان، پس از انتشار خبر انحراف جدش و حمله او به شريعت، مستحكم شود. ازاينرو با خليفه عباسى در بغداد همچنين خوارزمشاه و ديگر پادشاهان و اميران مكاتبه كرد و در اين راستا مادر و همسرش را به حج فرستاد و دستور داد مسجدها بنا كنند كه اين