اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٤٤ - انشعاب
باللّه است كه بر آن جلوس كند، من شما دو نفر را به رفتن به سرزمين مصر جهت آوردن امام على الهادى به همراه پدرش نزار، دعوت مىكنم ..».
عارف تامر در اينجا جزئيات ديگرى را نقل مىكند، از جمله اينكه:
«على فرزند نزار به هنگام احضار به الموت، كودك بود. لذا امر سرپرستى او را قبول مىكند و تعليم و تربيت او را به يك داعى به نام بزرگ اميد مىسپارد. وى در سال ٤٩٠ هجرى يعنى در موقعى كه هنوز بيست سال از عمرش نگذشته بود، به امامت مىرسد، زيرا وى در سال ٤٧٠ به دنيا آمد هيأتهاى اسماعيلى گروه گروه از هرمكانى حتى از شامات براى بيعت نزد او مىآيند. او چهل سال در اين سمت باقى مىماند كه عمده دوره امامتش را در قلعه «لمبسر» سپرى مىكند و در همانجا به خاك سپرده مىشود».
بههرحال حسن صباح اولين شخصيتى است كه عملا دعوت نزاريه را رهبرى كرده است.
اما مراد از اين كلام كه نزار با يكى از فرزندانش از مصر خارج شده، با حسن صباح به قلعه الموت پناهنده شد، اين است كه سلسله امامت منقطع نشد و امامت از نزار و بعد از او تا جانشينانش در الموت استمرار يافت.
نزاريان، سلسله امامان نزارى را چنين مىشمارند:
١- نزار بن مستنصر (المصطفى باللّه) متوفى به سال ٤٩٠ ه (١٠٩٧ م)
٢- على بن نزار (هادى) متوفى به سال ٥٣٠ ه (١١٥٩ م)
٣- محمد بن على بن نزار (مهتدى) متوفى به سال ٥٥٢ (١١٥٩ م).
تاريخ هيچگونه فعاليتى براى اين افراد ضبط نكرده و حتى خود تاريخ نزارى بدون اينكه به فعاليتى از امامانشان اشارهاى كرده باشد، صرفا به ذكر اسامى آنها اكتفا كرده است. اين، سؤال برانگيز است و حتى موجب شك و ترديد