اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١١٨ - گفتگويى درباره چنگيز
وقت شب هر دو گروه عقبنشينى مىكردند، اما اين كار بدون اينكه گروه ديگر اطلاع يابد، انجام مىشد، مبادا گروه ديگر تصور كند گروه مقابل شكست خورده است. ازاينرو مغولها همچون خوارزميان قبل از عقب نشينى آتش برپا مىكردند.
البته اگرچه اين برخورد، موجب شكست نظامى محمد تكش خوارزمشاه نشد، اما به شكست روحى او انجاميد. وى بهطور يك جانبه تصميم گرفت درگيرى با مغولها را خاتمه دهد. به اين منظور با لشكريانش به بخارا عقب نشينى كرد و بيست هزار نفر از سپاهش را در اين شهر باقى گذاشت تا اهل بخارا را در دفاع از شهرشان كمك كنند و خود با تتمه افراد ارتش به سمرقند رفت و ٥٠ هزار نفر ديگر را هم در اين شهر گذاشت و به اهل شهر دستور داد تا زاد و توشه به منظور آمادگى براى محاصره جمعآورى كنند و به آنها قول داد كه بر مىگردد.
آنگاه به خراسان رفت و از رود جيحون گذشت و در نزديكى شهر بلخ براى خود پايگاهى به پا كرد و در همانجا ماند. از طرف ديگر چنگيز خان به بخارا حمله كرد و اهل بخارا به دليل فقدان رهبرى و ضعف روحى، بيش از سه روز نتوانستند مقاومت كنند. چنگيز از بخارا به سمرقند رفت. اينجا نيز وضعيتش بهتر از بخارا نبود و توانست به راحتى وارد شهر شود. ما قصد نداريم از جناياتى كه چنگيز در اين دو شهر مرتكب شد كه فوق تصور است بحثى به ميان آوريم.
زيرا هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد. چنگيز بعد از سمرقند در پى دست يابى به محمد تكش خوارزمشاه بود. لذا ٢٠ هزار سوار به تعقيب او فرستاد كه آنها توانستند رودى را كه او در پشت آن پناه گرفته بود طى كنند. اما آنها نتوانستند به كرانه ديگر رود برسند تا جايى كه ترس و آشفتگى آنها را فرا گرفت و نظم و هماهنگىشان به هم خورد، بهطورى كه هركس در فكر نجات خود