اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٠٤ - گريزى به جنگهاى صليبى
صليبىها او را عليه برادرزادهاش، صالح ايوب، حاكم مصر، كمك كنند، از صليبىها بازپس گرفتند.
براى تكميل بحث و اهميت موضوع تسليم قدس و باز پسگيرى آن لازم است برخى از مسالى كه به آن پرداخته شد تشريح شود:
عادل برادر صلاح الدين ايوبى سه فرزند داشت به نامهاى كامل، معظم و اشرف. پس از مرگ عادل، ميان فرزندان وى مخصوصا بين كامل و معظم نزاع در گرفت. كامل با فرستادن شيخ الشيوخ امير فخر الدين يوسف نزد فردريك دوم، امپراتور امپراتورى مقدس روم در اروپاى غربى، از وى استمداد طلبيد و از او خواست كه چنانچه در شام او را مساعدت كند، در عوض بيت المقدس و كليه فتوحات صلاح الدين ايوبى را در ساحل مديترانه به او بدهد.[١]
فرستاده نزد فردريك ثانى كه در صقليه به سر مىبرد، آمد. فردريك پيشنهاد كامل را پذيرفت و در ژوئن سال ١٢٢٨ (٦٢٥ ه) غرب را به قصد حمله به سرزمين شام ترك كرد. اين حمله، ششمين حمله صليبىها بود.
در ماه فوريه سال ١٢٢٩ ميلادى (٦٢٦ ه) معاهدهاى بين طرفين به امضا رسيد، بر اين مبنا كه بيت المقدس، بيت اللحم، ناصره، تبنين، صيدا و راه زيارت از قدس تا يافا و عكا در دست صليبىها و صخره و مسجد الاقصى در دست مسلمانان باشد. پس از اين معاهده، فردريك دوم در ماه مارس ١٢٢٩ ميلادى (٦٢٧ ه) وارد قدس شد تا بهعنوان امپراتور در كليساى «قيامت» تاجگذارى كند.
آنگاه به اروپا مراجعت كرد.
در سال ١٢٣٩ م (٦٣٧ ه) ناصر داود قدس را از صليبىها بازپس گرفت، اما
[١]دكتر سعيد عاشور، مصر و الشام فى عهد الايوبيين و المماليك، ص ٩٣ و ما بعد آن، به نقل از «عينى» در «عقد الجمان»، حوادث سال ٦٢٤. همچنين: مقريزى، السلوك، ج ١، ص ٢٢١- ٢٢٣.