اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
آنگاه [ غزالی ] اینجور میگوید : ما یک سلسله واجبات داریم که بدون تحصیل یک علم ، امکان انجامش نیست مثلا طبابت واجب کفایی است این از مسلمات است چون جامعه مسلمین نیاز به طبیب دارد ، پس وجود طبیب به قدری که مورد نیاز است واجب است [١] علم طب چطور ؟ آدم همین طور یخ را بشکند و در آب فرو برود ، بعد بیرون بیاید که طبیب نمیشود ! اگر بخواهد طبیب بشود باید درس طب بخواند پس خواندن درس طب هم واجب است ، چون تا درس طب نخواند طبیب نمیشود حال درس طب چه مقدار واجب است ؟ آیا اگر کسی تحفه حکیم مؤمن یا قانون بوعلی را بخواند واجبش را انجام داده ؟ این دیگر متغیر است این آن چیزی است که متغیر است ، یعنی اگر روزی روش معالجه بیماری سرطان کشف شد و معلوم گردید که آن معلومات را به چه شکلی و در کجا باید به دست آورد ، واجب است همه آنچه که در انجام درست این وظیفه لازم است ، تحصیل شود بنابراین خواندن علم جدیدی که امروز پیدا شده ، دیروز واجب نبود ولی امروز واجب
[١] اینکه فقها اشکال میکردند که آیا جایز است طبیب در معالجه پول بگیرد یا نه ، روی این حساب بود که میگفتند اخذ اجرت بر واجبات جایز است یا نه ؟ عده ای میگفتند جایز نیست ، مثل این که آدم بخواهد پول بگیرد که نماز واجبش را بخواند طبابت واجب است ، پس طبیب چون وظیفه واجبش را انجام میدهد ، حق ندارد پول بگیرد آنگاه میگفتند بر طبیب فقط طبابت واجب است ، یعنی اگر مریضی مراجعه کرد ، واجب است برایش طبابت کند ، اما آیا بر طبیب واجب است که به بالین مریض برود ؟ نه پس حق القدم میگیرد این بود که اسمش را می گذاشتند " حق القدم " البته نمیخواهم بگویم که هر چه که واجب است ، اخذ اجرت بر آن جایز نیست ، و حق این است که در واجبات کفایی ای که قصد قربت در آنها شرط نیست ، اخذ اجرت مانعی ندارد .