اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
نیست ، برای فرزند خودش است که اینهمه فداکاری میکند . کار مادرانه از نظر عواطف خیلی با عظمت و با شکوه و عالی و رقیق است ، همه این صفات به جای خود ، ولی ما نمیتوانیم آن را یک فعل اخلاقی در مقابل فعل طبیعی بشماریم ، فقط باید بگوییم که مادر به حکم طبیعت ، احساساتی بسیار رقیق و عواطفی عالی دارد ، نه اینکه این اخلاق مادر یک اخلاق خیلی عالی است ، اگر اخلاق میبود ، " فردی " نبود که فقط وقتی به این فرد میرسد خدمتگزار باشد و در مقابل فرد دیگر بی تفاوت . این است که بعضی آمدهاند یک قید اضافه کرده و گفتهاند : " فعل اخلاقی فعلی است که هدف از آن ، غیر باشد و در عین حال ناشی از یک خلق طبیعی هم نباشد " یعنی یک امر اکتسابی باشد ، یعنی انسان خودش را اینجور ساخته باشد که هدفش از عملش ، نفع رساندن به غیر باشد وقتی انسان بخواهد خودش را بسازد و یک خلق در خودش ایجاد کند ، قهرا دیگر فرقی نمیکند که آن غیر ، مثلا یکی از بستگان خودش باشد ، پدر ، مادر یا فرزندش باشد ، یا کسی دیگر این یک معیار است که برای فعل اخلاقی بیان کردهاند . بعضی دیگر گفتهاند معیار فعل اخلاقی این است که از وجدان انسان الهام بگیرد این ، نظریه معروف " کانت " است او معتقد است که در انسان یک وجدان اخلاقی بسیار عالی وجود دارد یک تکیهگاه او در فلسفه عملیاش وجدان است و میگویند جملهای گفته است که همان را روی لوح قبرش حک کردهاند ، حال یا خودش وصیت کرده و یا چون جمله خوبی بوده انتخاب کردهاند ، گفته است : " دو چیز است که همواره اعجاب انسان را بر میانگیزد :