اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
با همدیگر به جنگ اعراب میرفتند ، شاید جلوی اعراب را میگرفتند ، ولی
یک جریان عشقی سبب شد که باز ایرانیها از نظر نیروی نظامی ضعیفتر
بشوند .
ما نظیر این قضایا را در تاریخ زیاد میتوانیم پیدا کنیم وقتی که ما
قائل به این موضوع نشدیم که همه چیز را عامل اقتصادی میچرخاند ، و شکل
اقتصادی اجتماع که تغییر بکند همه چیز تغییر میکند ، این [ مشکل که این
گونه قضایا را چگونه میتوان توجیه کرد ] از میان میرود ، و [ همین طور
است ] وقتی که ما برای عقیده و ایمان اصالت قائل شدیم ، یعنی گفتیم بشر
در عین حال یک موجود عقیدهای و یک موجود ایدهای است و به خاطر عقیده و
ایمانش ، در همه شؤون اجتماعی خود تصرف میکند ، پا روی جاه میگذارد ،
پا روی مال و ثروت میگذارد که قرآن نقل میکند : " « و یؤثرون علی
انفسهم و لو کان بهم خصاصة »" [١] .
بنابراین نمیشود به این استدلال قانع شد که چون زیر بنای اجتماع ، روابط
اقتصادی است و روابط اقتصادی جبرا متغیر است و جبرا همه چیز باید تغییر
کند ، پس همه چیز حتما تغییر میکند .
مساله مهمتر این است که عدهای از نویسندگان عرب و مخصوصا دکتر علی
الوردی [٢] در کتابهایش - ظاهرا بیشتر در کتاب
[١] حشر / [٩] [٢] نویسنده بسیار شیرین نویس عراقی و از خانوادههای شیعه عراق است مرحوم آقای امینی چند سال پیش که ایران بودند ، صحبت او را که کردیم گفت خاندانش اصلا شیعه است ولی در عین حال کمونیست است ، یک کمونیست مسلمان ! یعنی واقعا هم به اسلام اعتقاد دارد هم به کمونیزم ، و در کتابش کوشش میکند میان مارکسیسم و اسلام یک نوع سازگاری برقرار کند کتابهایش خیلی شیرین است . >