اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
دورههای بعد چیزهای دیگر در آن وقت میگفتند : انسان خوب ( برده خوب )
کسی است که به مولای خود وفادار باشد ، امروز جور دیگری است آنها
میگویند در رژیمی که یک طرز تولید مخصوص بر اقتصاد حکومت میکند ، طرز
تفکر مردم هم تابع آن است ، لذا نمیگویند " اقتصاد " زیر بناست ،
بلکه میگویند " طرز تولید اقتصاد " زیر بناست ، طرز تولید اقتصاد در
دوران بورژوازی یک جور است ، در دوره کمونیسم یک جور دیگر .
من اول جواب مطلب آخر را عرض میکنم نه ، این جور نیست که آقای
مهندس فرمودند اولا [ از نظر اینها ] ریشه اینکه با تغییر نظام اجتماعی ،
سایر مسائل تغییر میکند ، این است که انسان تابع جو خودش است ،
ریشهاش این است و نتیجهاش هم جز این نمیتواند باشد که انسان در هر جو
مادی که قرار بگیرد ، همان طوری فکر میکند که آن جو مادی اقتضا میکند (
یعنی منافعش در آن جو مادی حکم میکند ) ، و بنابراین جبرا فقر هم همین
جور است گذشته از این ، تصریحی که یکی از پیشروان مارکسیسم [١] میکند
و این جمله معروف از اوست که : " یک نفر در کاخ و در ویرانه دو جور
فکر میکند " [٢] ، همین مطلب است ، یعنی مثلا همین آقایی که امروز در
یک نظام طبقاتی جزو طبقه کار فرماست ، الان یک طرز تفکر دارد ، اگر
یکمرتبه در اثر یک بحران وضع اقتصادی ورشکست بشود
[١] [ فوئرباخ ] . [٢] [ اصل جمله چنین است : " تفکر در یک کاخ و در یک کلبه تفاوت پیدا میکند " ( اصول مقدماتی فلسفه ، ص ١٩٦ ) ] .