اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
شکل طرح شده است و در میان فلاسفه قدیم و جدید به شکل دیگر بعضی متکلمین خودشان را " مخطئه " مینامند و بعضی دیگر " مصوبه " متکلمین شیعه میگویند ما " مخطئه " هستیم بعضی از متکلمین اهل تسنن - نه همه - معتقد به تصویب بودند این تصویب و تخطئه معنایش این است : مخطئه معتقد بودند که متن واقعی اسلام ( حکم الله واقعی ) یک چیز بیشتر نیست ، ما که استنباط میکنیم ، ممکن است استنباط ما صحیح و مطابق با واقع باشد ، و ممکن است خطا و اشتباه باشد ، اجتهاد مجتهد ممکن است صحیح باشد ، ممکن است غلط باشد میگفتند پیغمبر هم فرموده است " « للمصیب اجران و للمخطی اجر واحد » " . ولی مصوبه اجتهاد را به شکل دیگری تحلیل میکردند ، میگفتند هر مجتهدی هر جور که استنباط میکند ، واقعیت همان است ، یعنی واقعیت امری است نسبی ، اگر من در این مساله اجتهاد میکنم که فلان چیز حلال است ، نسبت به من واقعا حلال است ، برای من غیر از این چیزی نیست ، و اگر دیگری استنباط میکند که فلان چیز حرام است ، برای او و نسبت به او واقعا حرام است ، و یک واقعیتی سوای آنچه که این یا او اجتهاد کرده وجود ندارد ، و در زمانهای مختلف اگر اجتهادها تغییر کرد مثلا زمانی مجتهدین به شکلی اجماع و اتفاق کردند که حکم این است ، در آن زمان واقعا حکم همان بوده که آنها اجتهاد کردند و در زمانهای دیگر که اجتهادها تغییر میکند [ و مجتهدین ] جور دیگری استنباط میکنند ، باز واقعیت همان است که آنها اجتهاد کرده اند ، حال علل تغییر اجتهاد هر چه میخواهد باشد ، مثلا تغییر یا پیشرفت فرهنگها باشد اجتهاد و واقعیت ، مساوی با یکدیگر است و مانعی ندارد که اسلام در آن