اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
استنباطها تغییر بکند . میگویند : " در زمانی میگفتند مالکیت درست است و در زمان دیگر استنباطها تغییر کرد و گفتند مالکیت دزدی است " . این را به حساب تغییر گذاشتند این جور نیست مالکیت یا حق است و در همه زمانها حق است - و آنچه حق است در همه زمانها حق است - و آنچه حق است در همه زمانها حق است - یا دزدی است و از همان قدیم الایام دزدی بوده ، نه اینکه در آن زمان دزدی نبوده ، حالا دزدی شده البته هیچکس نمیگوید مالکیت ، مطلقا حق است باید بگوییم : شما مالکیت را تعریف کن اگر گفت هر کسی مالک چیزی است که خودش تولید کرده ، یا دیگری برای او تولید کرده ، یا اگر کسی چیزی را تولید کرد و بعد به شخص دیگری منتقل کرد ، آن شخص دیگر مالک میشود ، این [ تعریف ] یا درست است یا نادرست اگر درست است ، از همان صد هزار سال پیش درست بوده و اگر هم نادرست است ، از همان صد هزار سال پیش نادرست بوده نه این که در یک زمان درست بوده و در زمان دیگر نادرست بله ، چیزهای دیگری به نام مالکیت داریم که اینها هم اگر نادرست است ، از همان صد هزار سال پیش نادرست بوده است . اگر مثلا گفتیم " اینکه یک آدم سرمایهاش و نیروی یک عده افراد دیگر را به کار بیندازد و با کمک این سرمایه و نیرو ، ثروت جدیدی به دست بیاورد ، آن سود اضافی به کار کارگر تعلق پیدا میکند نه به سرمایهای که در اینجا هست " ، اگر این حرف درست است ، از صد هزار سال پیش درست بوده ، منتها امروز این حقیقت را کشف کردهاند ، در گذشته نمیدانستند ، خیال میکردند که هم کار