اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
" بعضی از آداب ، فقط رسم و عرف است و جزو اخلاق محسوب نمیشود ( که حرف درستی هم هست ، آداب با اخلاق دوتاست ، ولی خودش مثالهایی که بعد برای اخلاق آورده ، آداب را ذکر کرده است ) مانند به کار بردن کارد و چنگال بر خوان بریدن سالاد بر سر میز با کارد ، گناهی نیست گر چه بینندگان آن ممکن است از زنا اغماض کنند ولی بر آن نبخشایند اما بعضی از آداب برای مصالح عامه ، امری حیاتی و ضروری به شمار میرود ، مثل تعدد زوجات یا اکتفا بر یکی " . معتقد است در یک زمان تعدد زوجات جزو امور اخلاقی است و در یک زمان دیگر وحدت زوجه امر اخلاقی است ، تا اینکه مصلحت زمان و مصلحت اجتماع چه حکم کند همین هم جوابش این است که مساله تعدد زوجات هم به اخلاق ارتباط ندارد ، به سنن و قوانین عملی مربوط است ، و معلوم است که یک قانون ممکن است در یک زمان مفید باشد ، در زمان دیگر نباشد . در خود اسلام هم - مکرر گفتهایم - فلسفه تعدد زوجات همین چیزی است که آقای ویل دورانت هم ذکر میکند ، میگوید وقتی که در یک جامعه در اثر جنگهای زیاد یا به علل دیگر ، مرد زیاد از بین میرود و زن بی سرپرست زیاد میماند ، اگر بنا شود که آن اصل اولی - که واقعا هم اصل اولی است - یعنی وحدت زوجه [ حفظ شود و ] یک مرد به یک زن اکتفا کند ، طبعا زنان زیادی در جامعه بی سرپرست میمانند ، هم حق آنها از نظر حق تاهل ضایع شده ، و هم منشا مفاسدی در اجتماع میشوند وقتی آن زنها بی سرپرست ماندند ، دارای عقدههای روحی میشوند ، ناراحتی پیدا میکنند و بعد میآیند مردها را میفریبند و منشا فساد اخلاق