اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
یکدیگر سخن بگوید ، بلکه آمده حقوق و وظایف انسانها نسبت به یکدیگر را بیان کند شما بگویید آن تغییر ارتباطاتی که منشا تغییر وظیفه و تغییر حقوق و تغییر قانون میشود ، چیست ؟ به این کلیت [ که مطرح کرده اند ] قبول نداریم . قبلا عرض کردم که ما باید برویم دنبال مثالها و موارد مثلا آیا درست است که کسی مطلب را به این صورت طرح کند ، بگوید : " به حکم این که روابط اجتماعی تغییر کرده است ، حقوق خانوادگی هم طبعا تغییر میکند ، و باید هم تغییر بکند ، وظایف هم باید تغییر کند " چطور ؟ بگوید : مثلا در زندگیهای قدیم برای والدین حق زیادی بر عهده فرزندان گذاشته بودند و متقابلا وظایف زیادی بر عهده والدین نسبت به فرزندان این حقوق و وظایف در جامعه دیروز لازم و درست بود ، زیرا ادامه و پرورش نسل جز در محیط خانوادگی ممکن نبود ، حکومت یا وجود نداشت ، یا اگر وجود داشت تکامل پیدا نکرده بود ، اینجا بود که میآمدند تمام حقوق فرزند را به عهده پدر و مادر میگذاشتند ، شیر دادن به عهده مادر و نفقه دادن به عهده پدر ، اگر [ والدین از هم ] جدا شدند ، چنانچه بچه دختر باشد ، تا سنین هفت سالگی در حضانت مادر است و بعد باید در اختیار پدر [ قرار بگیرد ] ، و چه حقوق زیادی پدر و مادر به عهده فرزندان پیدا میکنند : وقتی اینها پیر شدند ، اگر نداشته باشند ، واجب النفقه فرزندان هستند و فرزندان باید آنها را اداره کنند این مطلب در زندگیهای قدیم درست بود ولی امروز که زندگی تکامل پیدا کرده ، این حقوق و وظایف از محیط خانوادگی به اجتماع بزرگ منتقل میشود ، دولت جانشین پدر و مادر میشود و بهتر از پدر و مادر هم انجام میدهد در قدیم که میگفتند پدر و مادر باید فرزند را بزرگ