اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
یک باغ پر از درخت نیست باغ پر از درخت هر چه هست درخت است ، مجموع درختهاست و هر درختی برای خودش یک دنیای جداگانه دارد ، هر درختی ارتباط مستقیم با آب و هوا و خاک و نور و حرارت و غیره دارد و هیچ درختی در سرنوشت درخت دیگر تاثیر ندارد ، یعنی مجموع درختها یک پیکر واقعی - نه قراردادی - به نام " جامعه درختان " نیستند . آیا انسانها هم از همین قبیلاند که اگر در مورد انسانها بگوییم : " بنی آدم اعضای یک پیکرند " فقط یک تعبیر شاعرانه کردهایم ؟ یا نه ، اصلا این یک واقعیت است ، افراد انسان پیوندهایی واقعی با یکدیگر دارند که مردمی که با هم زندگی میکنند ، طبعا و واقعا به صورت یک پیکر در میآیند و افراد اجتماع واقعا تا حدود زیادی حکم اعضا را پیدا میکنند ، یعنی استقلالشان تا حدودی محو میشود و تابع آن وحدت و روحی میشوند که بر جامعه حکمفرماست . اگر این دومی را گفتیم ، آنگاه این سؤال پیش میآید که افراد که عضو جامعه هستند و جامعه خودش یک واقعیتی است - نه یک امر قراردادی - و افراد تا اندازهای استقلالشان را از دست میدهند ، تا چه حد از دست میدهند ؟ صد در صد از دست میدهند یا یک درصدی دارد ، مثلا بگوییم صدی پنجاه ؟ البته درصدش را نمیشود معین کرد . قرآن برای جامعه شخصیت قائل است ، واقعا برای جامعه حقیقتی و واقعیتی قائل است و افراد را عضو آن واقعیت میداند افراد انسان در حکم درختان یک باغ نیستند ، بلکه در حکم اعضای یک پیکرند ، چون گذشته از این که مقررات اسلامی بر همین پایه