اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
دارد و آن هم " عالم اقتصادی " است موتور دارد ، ولی هر یک از غرایز بشر در جای خودش یک موتور است این تضادها ، کشمکشها و عدم یکنواختیها هم از همین جا پیدا میشود که یک موتور در کار نیست اصلا اگر اجتماع بشر ماشین یک موتوره بود - آن طور که این آقایان میگویند - اینهمه کشمکش و تضاد در جامعه بشری رخ نمیداد کشمکشها و تضادها که رخ میدهد ، یک علت اساسیاش این است که غرایز بشر با یکدیگر در حال جنگند . این آقایان میگویند فقط غریزه اقتصادی وجود دارد که تنازع طبقاتی به وجود میآورد ، و تنازعی نیست جز تنازع طبقاتی که ریشهاش " طبقات " است و ریشه طبقات هم " مالکیت " است . این طور نیست تضادهایی غیر از تضاد طبقاتی و غیر از تضادی که ریشه اقتصادی دارد در جامعه وجود دارد و این تضادها منشا یک سلسله اختلاف و کشمکش در جامعه بشری است . این است که ما هر چه فکر میکنیم ، هنوز نتوانسته ایم این مطلب را درست توجیه کنیم ، [ و اساسا برای صحت این نظر ] چه شاهدی از تاریخ میتوان آورد ؟ اگر احیانا در جاهای معینی عامل اقتصادی - حال گرسنگی یا حرص - عامل اصلی بوده ( ما حرص را هم جزو عوامل اقتصادی میآوریم ، در صورتی که حرص ، افزون طلبی است و یک امر معنوی است ) ، اگر پاره ای از حوادث تاریخی و جریانهای اجتماعی ، مولود گرسنگی یا حرص باشد ، مسلم قسمت بیشترش مولود چیزهای دیگر است . جرجی زیدان که هم مورخ است و هم رمان نویس ، از کسانی است که - قبل از این که نظریه فروید پیدا شود - طرز تفکرش این است که در هر حادثه مهم تاریخی ، پای یک زن را