اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
جایی که مستنبط العلة است ، فقها چون اطمینان ندارند که علت چیست ، احتیاط میکنند دو مثال ذکر کرده اند : مسکر و گوشت خوک گفته اند : چون اسلام گفته " شراب به دلیل اسکارش حرام است " فقها هر چه را که مسکر باشد میگویند حرام است و هر چه را هم که مسکر نباشد میگویند حلال است اما در باب گوشت خوک چون اسلام دلیلش را ذکر نکرده ، اگر ما دلیلش را هم به دست بیاوریم [ و در رفعش بکوشیم ، باز حکم حرمت به جای خود باقی است ] ایشان قبلا در بحثشان گفتند که " امروز معلوم شده منشا حرمت گوشت خوک تریشین است که امروز آن را از بین میبرند ولی در عین حال شما از هر فقیهی بپرسید گوشت خوک اصلاح شده ، حلال است یا نه ؟ باز جرات نمیکند بگوید حلال است " . خودشان جواب خودشان را داده اند و ما عرض کردیم فرق است میان کشف قاطع عقل و علم و کشف احتمالی نه تنها از فقیه ، از خود آقای مهندس کتیرایی هم اگر بپرسیم آیا شما یقین دارید که تنها علت حرمت گوشت خوک همین است و هیچ علت دیگری ندارد یا نه ؟ خواهند گفت یقین نداریم ولی حدس میزنیم همین باشد فقیه هم مثل ماست اگر برای فقیه از هر راهی صد در صد محرز بشود که علت منحصر حرمت همین است ، قطعا فتوا به حلیتش میدهد اگر میبینید که فقیه فتوا نمیدهد ، چون او هم مثل شما ، اگر از او بپرسند ، میگوید " به گمانم همین طور باشد ولی یقین ندارم ، چه میدانیم شاید صد سال دیگر علم آمد یک چیز دیگر هم کشف کرد ، ما نمیتوانیم یقین پیدا کنیم " پس منشاش این است که عقل هنوز در کار خودش مردد است و نتوانسته کشف کند که علت منحصر این است .