اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
اخلاق در زمان ما تغییر کرده است خوب این مسالهای است که اخلاق مردم تغییر کرده ، هیچکس هم منکر نیست که " اخلاق تغییر میکند " غیر از مساله خوبی و بدی است اخلاق که تغییر میکند ، غیر از این است که آن اخلاق تغییر کرده ، چون تغییر کرده ، خوب است ! اول این بحث را پیش میکشد که ما میدانیم اخلاق امروز با قدیم فرق کرده ، میگوید : " صفت جوانمردی - که نیچه طرفدار این صفت بود و میگفت حتی با زنان هم نباید زیاد مهربانی کرد چون بر ضد جوانمردی است - امروز به کلی از بین رفته و جای خودش را به صفات تملق و غیره داده حیا و حجب که به عشاق دلیری میبخشید و به هر قدرتی نیروی مضاعف میداد ، شهرت بی اصل گشته است زنان که قدیم چنان عفیف بودند و حیا و حجب داشتند ، حالا دلبریهای نهان خود را چنان آزادانه در معرض رقیبان نهادهاند که کنجکاوی ، دیگر مایه زناشویی نمیگردد ادبیات ما بیشتر در اطراف امور جنسی است " . میخواهد بگوید همه اینها معلول زندگی صنعتی امروز است ، ولی نتیجهای که در آخر میگیرد این است : " ما باید تغییر پذیری خوبیها و نسبیت سیال اخلاق را در نظر آوریم ، باید اصل دنیوی بودن و فنا پذیری اخلاق و تعلق آن به مبانی متغیر حیات انسانی را بپذیریم اصل اخلاق ناشی از آدابی است که برای حفظ و سلامت نوع مفید دانسته شده است " . ریشه فکرش همان حرف است .