اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
بر میگردد ، ولی اسم این دیگر " نسخ " نیست . بنابراین مبتنی بودن احکام اسلامی بر یک سلسله مصالح و مفاسد به اصطلاح زمینی ( یعنی مربوط به انسان که در دسترس کشف عقل و علم بشر است ) از یک طرف ، و سیستم قانونگذاری اسلام که به نحو قضایای حقیقیه است ( یعنی حکم را روی عناوین کلیه برده است نه روی افراد ) از طرف دیگر ، ایندو امکان زیادی به مجتهد میدهد که به حکم خود اسلام در شرایط مختلف زمانی و مکانی ، فتواهای مختلف بدهد و در واقع کشف کند که چیزی در یک زمان حلال است ، در یک زمان حرام ، در یک زمان واجب است ، در زمان دیگر مستحب ، یک زمان چنین است ، یک زمان چنان . با این مطلب که الان عرض کردم ، ممکن است شما بفهمید که چرا اخبار ما متعارض است مثالی عرض میکنم که آن را از عالم بزرگ مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی - که در مشهد بود - دارم و لذا ذکر خیری هم از این مرد بزرگ میکنم او خیلی شدید به این حرف معتقد بود . مثلا شما میبینید که از امام سؤال میکنند که زیارت امام حسین چطور است ؟ میگوید " مستحب است " از یک امام دیگر یا از همان امام در زمان دیگر همین سؤال را کرده اند ، یا گفته " واجب است " و یا به عبارتی گفته که مفهوم وجوب داشته ، [ مثلا گفته است ] " حتما باید چنین کنید ، مبادا ترک کنید " باز ممکن است یک وقت دیگری سؤال کرده باشند ، اساسا بی تفاوتی نشان داده باشد [ و مثلا فرموده باشد ] " حالا ضرورتی ندارد ، میخواهی برو ، میخواهی نرو " . یک آدم ساده میگوید : " جوابهای متناقض داده اند ! یک