اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
این مقدار را تا این حدودی که شما میخواهید بگویید ، تقریبا کسی انکار ندارد ، ولی مساله تابع و متبوعی را که شما اینجا آوردید ، برای ما توضیح دهید . - بحثی مطرح است که در دوران اشتراکی یا دورهای که طبقهای وجود نداشته باشد ، نیروی محرکه تاریخ چیست ؟ باید گفت که قبل از اینکه بین انسانها نزاعی باشد ، تضاد بین انسان و طبیعت ، عامل حرکت تاریخ بوده و در آینده هم همین عامل نیروی محرکه تاریخ خواهد بود ، یعنی ممکن است نزاع بین انسانها تبدیل شود به نزاع انسان با طبیعت . بدون شک مساله جنگ انسان با طبیعت همیشه بوده ، الان هم هست ، ولی در آیندهای که تضاد طبقاتی از بین برود ، شک ندارد که باز تاریخ انسان وجود خواهد داشت و پیش هم خواهد رفت ، ولی آیا به این شکل است که انسان باید حتما در حال مبارزه با طبیعت باشد ، یا اصلا غریزه تسلط بر طبیعت - و لو بر دورترین نقاط آن - در انسان هست ؟ بدیهی است که انسان به جایی میرسد که بر طبیعت زمین مسلط میشود کما این که امروز هم بر قسمتهای زیادی مسلط شده است ولی باز هم از تکامل باز نمیایستد ، میخواهد بر کرات آسمانها مسلط شود ولی آیا این که انسان میخواهد بر کرات آسمانها مسلط بشود ، در اثر جنگی است که کرات آسمانی با انسان دارند یا بر اساس یک غریزهای است که در انسان هست که میخواهد بر همه چیز مسلط شود ؟ چرا باز بیاییم به اصطلاح فرض یک جنگ و تضاد میان انسان و [ طبیعت نماییم ؟ ! ] . - تضادش اینجاست : موجود زنده - از جمله انسان -