اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
است ) میگوید عامل جنسی ( یا بگوییم غریزه جنسی ) یک غریزه اصیل در بشر است و در بسیاری از موارد تقدم و حکومت پیدا میکند ، یعنی عامل اقتصادی را از میدان بیرون میبرد ، و بسیاری از پدیده ها ، حوادث و جریانهای تاریخی معلول این غریزه بشر است عامل دیگر برتری طلبی است ، عامل قدرت طلبی و به مفهوم اخلاقی خودمان جاه طلبی جاه طلبی یک عامل اصیل در بشر است ، یعنی این جور نیست که بشر مقام و قدرت را برای تامین منافع اقتصادی میخواهد ، خیر ، انسان مقام و قدرت را به خاطر خود قدرت و به خاطر خود جاه میخواهد بسیاری از حوادث جهان معلول این خواهش بشر است ما نمیتوانیم حمله اسکندر به ایران و مصر و فتوحاتش را تنها معلول عوامل اقتصادی آن روز یونان بدانیم عامل جاه طلبی اسکندر اگر نقش اول را در این حوادث نداشته است ، مسلم بی تاثیر هم نبوده ، نمیشود تاریخ را " یک شاخهای " توجیه کرد یعنی تنها یک ریشه و یک شاخه اساسی داشته باشد و شاخههای دیگر همه فرع آن یک شاخه باشند این جور نیست ، این ساده گرفتن قضایاست . این دو عامل دیگر را راسل هم قبول دارد غیر از اینها باز عوامل دیگری هست که ما از نظر علمی نمیتوانیم آنها را ندیده بگیریم بوعلی در نمط هشتم اشارات بحثی دارد که البته درباره عوامل تاریخی و محرک تاریخ نیست ، بلکه تحت عنوان دیگری است ولی این نتیجه را میدهد لذتهای بشر را تقسیم بندی و درجه بندی میکند ، میگوید : نمیشود لذتهای بشر را به مطعوم و منکوح و ملبوس و امثال اینها محدود کرد ، چیزهای دیگری وجود دارد که ارزش آنها برای بشر کمتر از اینها نیست و در بسیاری از موارد ، انسان این