اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
این بود که اساسا میگفتند هیچ چیزی واقعیت مطلق ندارد از اینجا مساله تغیر علم به مفهوم واقعی آن - یعنی تغیر حقیقت ، نه آن گونه که ما میگوییم یعنی توسعه علم - مطرح شد تغیر علم یکی به مفهوم توسعه علم است ، چون علم درباره مسائلی اظهار نظر میکند ، هر اظهار نظر را اگر تجزیه کنیم ، چند جزء میشود ، ممکن است یک جزئش صحیح باشد ، یک جزئش غلط ، در عصر بعد تصحیح میشود ، یعنی غلطهایش اصلاح میشود این تکامل علم است آنها میگفتند " علم متکامل است " به معنای این است که اصلا حقیقت ، متکامل است ، یعنی در هر زمانی علم ، حقیقت است و در زمان دیگر همان حقیقت ، غیر حقیقت است ، یعنی آنچه که در قرن پیش حقیقت بوده ، در این قرن حقیقت نیست ، ولی در قرن پیش واقعا حقیقت بوده خود حقیقت متغیر است خود علم مطابق با واقع ، همان جزئی که میگویید " مطابق با واقع " دارد تغییر میکند نه اینکه یک جزء صحیح بوده یک جزء غلط و معنی " تکامل علم " این است که غلطهایش اصلاح میشود ، صحبت اصلاح شدن غلط نیست ، صحیح در یک زمان غلط در زمان دیگر است . این بیانی هم که آقای مهندس کردند ، اگر درست دقت کنیم بر میگردد به همان حرف مصوبه ما نسبت به احکام اسلامی ، و به حرف قائلین به نسبی بودن علوم در زمان جدید یا سوفسطائیان قدیم که اصلا منکر یک واقعیت بودند و میگفتند چون این علم مطابق با واقع غلط است ، پس ملاک علم غیر از مطابقت با واقع چیز دیگری است ، لذا مانعی ندارد که حقیقت متغیر باشد . ما عرض میکنیم این جور نیست که واقعیت ، به حسب