اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
از میان رفت ، معلولات تاریخی هم جبرا از میان میروند ولی خود علل تاریخی چه وضعی دارد ؟ آیا علل تاریخی همیشه متغیر است یا علل تاریخی ثابت هم داریم ؟ اگر ما یک سلسله علل تاریخی ثابت - ناشی از سرشت انسان - داشته باشیم ، قائل به سرشت برای انسان بشویم و این سرشت را ثابت بدانیم و طبعا این سرشت ثابت ، تاثیری در سرنوشت انسان داشته باشد ، در این صورت جبر تاریخ ثبات را ایجاب میکند نه تغییر را ، یعنی این که باز ما خیال کنیم لازمه جبر تاریخ حتما تغییر است چنین نیست ، معنای جبر تاریخ همان قانون علیت است معلول تا علتش باقی است ، باقی است ، علتش که معدوم شد ، قطعا معدوم میشود . حال ما ببینیم علل تاریخی چه وضعی دارند بدون شک بعضی از علل تاریخی متغیر و بعضی از علل تاریخی ممکن است ثابت باشند از کلمه تاریخ نباید حتما مفهوم تغیر را فهمید علل تاریخ یعنی علل حاکم بر زندگی بشر در تاریخ به نظر میرسد که نظریه مارکسیستها یعنی جبر تاریخ - آن هم جبر مادی تاریخ و جبر مادی اقتصادی - به هیچ وجه قابل قبول نباشد این را دیگران هم که حتی مادی فکر میکردند ، قبول نکرده اند ، از جمله راسل راسل آدمی است که مسلم مادی فکر میکند ولی به این نظریه انتقاد میکند و میگوید نظریه درستی نیست او میگوید سه عامل هستند که از نظر حکومت بر زندگی بشر اصیلند و طبعا هر سه صلاحیت دارند که زیر بنای مسائل زندگی بشر قرار گیرند یکی از آنها همین منافع اقتصادی بشر است و یکی دیگر مساله جنسی است ( مساله جنسی ، مسلم در مارکسیسم مطرح نبوده