اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
٣٠ سال پیش - دوره اوج توده گری در ایران - ترجمه شد ، از کتابهایی بود
که لااقل حزب توده ایران آن را به رسمیت میشناخت و ظاهرا همه
مارکسیستها به رسمیت میشناسند .
فصل اول این کتاب [١] تحت عنوان " قوای محرکه تاریخ " بحث میکند
ما قسمتهایی از آن را که لازم میدانیم ، نقل میکنیم و بعد تجزیه و تحلیلی
روی این گفته ها به عمل میآوریم تا ببینیم آیا ما حرفهای اینها را
نمیفهمیم ، یا این حرفها خیلی حرفهای بی پر و پایه و لااقل بی دلیلی است
بحثش از اینجا شروع میشود که میگوید :
" اگر از ما بپرسند افکار انسان زاده چیست ؟ ناگزیر میشویم در
مطالعات خود زیاد دور برویم ما نباید آن اشتباهی که ماتریالیستهای قرن
هجدهم میکردند و میگفتند : " فکر از مغز میتراود چنانکه صفرا از جگر "
و صرفا فکر و شکل فکر را ناشی از خصوصیات مادی مغز افراد بدانیم " [٢] .
مقصودش این است که درست است که مغز ، علت مادی افکار است ، ولی
شکل افکار ، بیشتر به شرایط اجتماعی زندگی هر کس بستگی دارد . میگوید :
" این حرف درست نیست که بگوییم تاریخ ساخته عمل افرادی است که به
نیروی میل خود کار میکنند و چون این عملیات ناشی از افکار آنهاست ، پس
تاریخ محصول دماغ این افراد است " [٣] .
[١] [ فصل اول از قسمت پنجم ] . [٢] اصول مقدماتی فلسفه ، ص ١٩٣ ( نقل به معنا و خلاصه ) . [٣] همان ماخذ ، ص . ١٩٤